محرومیت

سلام

چند روز پیش تو یک خیابان شلوغ و پر رفت و اومد بودم. همینجور مردم میرفتن و خرید میکردن و میچرخیدن. اون  وسط یک مرد ویلچری حدود 35 ساله بود که گدایی میکرد. اومد نزدیک من و دستش را دراز کرد. پاهاش به طرز رقت باری کوچیک بود اما بالاتنه اش ظاهرا سالم بود. دست کردم تو کیفم و یک هزار تومانی بهش  دادم و رفتم دنبال کار خودم.

هنوز چند قدم دور نشده بود که عابر بانک دیدم و وایسادم تو صف سه چهار نفریش تا نوبتم بشه و پول بگیرم. همینجور وایساده بودم که احساس کردم چیزی خورد به پشتم. برگشتم نگاه کردم ببینم چی بوده... دیدم همون معلول ویلچری داره با لذت آرنجش را میماله به باسن من...

نمی تونم از حسم براتون بگم. هر کس دیگه ای بود کم کم چهار تا فحشش میدادم یا کتکش میزدم... اما... احساس میکردم الان بالا میارم. تا حالا با همچین صحنه ای روبرو نشده بود. همیشه احساس ترحم بود با من در مقابل این افراد و یکجوری پرهیز و کنار کشیدن. حالا در مواجه ای بودم که هر کار میکردم مقصر بودم ...

هیچ کار نکردم... مثل اسب سرم را انداختم پایین و رفتم...

/ 21 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی اردی بهشت

فکرش رو که می کنم می بینم توی جامعه مریض ما این خانوما هستن که باید متاسفانه تاوان هر چیزی رو بپردازن ...حتی تاوان دلسوزی و ترحم در حق یه مریض جنسی معلول ...حالم بد شد .

فرزانه

نمیدونم چرا ولی الان گریه ام گرفته به خاطر چیزی که تعریف کردی ... منم بودم روش اسبی رو انتخاب میکردم . در مورد عکس واقعا شرمنده ام کردی که وقت گذاشتی ولی متاسفانه فقط جواب کامنت به ایمیلم اومده عزیزم . باز هم ممنون و شرمنده .

ماشا

سلام بانو.. همش به این فکر می کنم که خدا چه مخلوقاتی ساخته.واقعا که تنها از خدا بر میاد که جنسی بسازه که هم خودش بگه اشرف مخلوقات و باز هم خودش بناله کل انعام بل هم اضل!!!!!

الما

فقط میتونم بگم متاسفم

melika

vebet ghashange mc sar zadi

نقطه بانو

چقد بد ... من اگه جای تو بودم شاید نمیتونستم خودمو کنترل کنم و سکوت کنم و برم ... اه اه اه چقد مرد کثیف شدن

مجی

ای بابا. چی بگم

فرزانه

ربیعه جان عکس تو اسپم میلم بود . دیدم . بسیار زیبــــــــا و شیک . ممنون که زحمت کشیدی و میل کردی . ببخش مزاحمت شدم . ممنون بازهم .

زهرا میم

عزیز دل چرااینقدر دیر به دیر اپدیت میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!

ماری

چقد دیر به دیر آپ میکنی ربیعه[زودباش]