نمی شد گوش نکرد یا نشنید وقتی همه در سکوت مطلق به حرفهای اکو شده در میان هق هق زن غرق شده بودیم... و دقایقی بعد که همه داشتند گریه می کردند...

دیروز در مترو زنی که هیچ تصویری از او نبود با زنی پشت تلفن از دخترش می گفت، 23 ساله که به سرطان استخوان مبتلا شده... همه حرفش این بود که آن زن پشت تلفن برایش دعا کند قبل از دخترش بمیرد... اسم آن دختر مائده است

لطفا برای دختری که ندیدید و نمی شناسید و اسمش مائده است دعا کنید با مادرش بماند

/ 20 نظر / 61 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجی

چه خوبه که اون روز تو مترو بودی خانمی . این ماموریت رو خدا به دوشت گذاشته حتما دعا می کنیم

خلوت

اللهم اشف کل مریض به حق الحسین علیه السلام آمین

سحر

ایشاله ایشاله که مشکل مانی هم با ورزش حل میشه به امید خدا[ماچ]

maahoor

ghalbam monfajer shod...

ملوس

زن بابای امروزی رو به اسم مرجان لینک کردی...ایشون پورانه [فرشته]

ماشا

سلام گرامی دوست مهربان.... دیمه خاو دالی نویشتویر مه یم! خوابی دیده ام در بیداری.کابوسی به وقت هوشیاری.شوئی گیر شب شده ام در روز روشن... واتوره با (کابوس) به روزاست و منتظر نقد و نظرت.

شادی

سلام .تولدت مبارک ربیعه جون.[لبخند][گل]

خورشید

تولدتون مبار ک محبوب جان . همیشه می خونمت . خاموش البته . صد ساله باشی با شادی و سلامتی