دانیل استیل ایران

فهیمه رحیمی خالق داستانهای عاشقانه درگذشت

یادش بخیر چجوری تو مدرسه کتابهاش دست به دست می گذشت و از این خونه به خونه می رسید. لای 7 تا روزنامه جلد میشد و وسط کتاب درسی خونده...

این جمله ایست از این بانوی بزرگ که در عصر سانسور جوانه های چگونه عاشق شدن را در دلهایمان رویاند

"«هر وقت پرنده کلمه دور سرم پرواز کند، مى‌دانم باید دست به قلم بنشینم و وارد دنیاى تازه‌اى شوم.»" (خبرگذاری مهر)

اخبار,اخبارجدید,اخبار جالب

ببخشید زود با دست پر برمیگردمچشمک

/ 7 نظر / 23 بازدید
ماری

آخی روحشون شاد... ربیعه جون من از وب زمزم اومدم خودم تازه وب زدم من لینکت کردم توام اگه دوس داشتی لینکم کن.ممنون. http://mim69.blogfa.com

زمزم

حیف شد ..خدا بیامرزتش..دوسش میداشتم!

سایه

سلام عزیزم. من یه خاموش یه هفته ای هستم که الان روشن شدم. راستش هفته ی پیش تو لینکدونیا می گشتم بلاگتو پیدا کردم. بهد دیگه ارشیو خونی شروع شد تاااااااااااا الان. باورت می شه بگم این هفته با اونهمه ناراحتی و غصه ای که داشتم شبا منگ خوندن بلاگت بودم و از چیزایی که می نوشتی قاه قاه می خندیدم و اونجاهایی که مادر شوهرت رو اعصابت بود با تمام وجود باهات حرص کی خووردم؟؟؟ فقط می خواستم بگم شاید هیچ وقت ندونی. اما من می گم که عزیزم تو باعث شدی من به مدت 8 شب هر انچه ناراحتی داشتم شبا فراموشم شه و به جای غصه خوردنای بیخودی فقط بشینم بلاگتو بخونم و خنده بیاد رو لبام... از صمیم قلب برات ارزو می کنم همینجوری که به من انرژی مثبت دادی با نوشته هات انشالا خدا همیشه خنده رو رو لبات نگه داره.

گل مریم

سلام خدایش بیامرزد من که کتاب خون نیستم و آثارش رو نخوندم . ولی می دونم وقتی نویسنده ای می ره دنیایی از مهر هم با خودش می بره ! [ناراحت]

ماشا

سلام گرامی دوست مهربان. ایام به کام و لحظه هایت سرشار از شادمانی. واتوره با غزال غزل ها به روز است و چشم به راه نقد و نظرت.

فرزانه

میدونم یه کمی بی ادبانه است ها ولی عکس هدیه مامانتو نمیزاری ؟؟؟ من میخوام رو کریستالام گل نقره بزنم همش دارم میگردم ببینم کی انجام داده . تو رو گیر آوردم ول نمیکنم دیگه ... ببخشید بازهم . مرسی