رفتارهای ذاتی و اکتسابی

این رفیقتون ( خودمم را میگم) کلا بیشتر فکر میکنه تا حرف بزنه. یکجورایی آدم کم حرفیم اما ساکت نیستم. حرف میزنم اما خیلی دنبال کش دادن مسئله و حاشیه رفتن نیستم. چند روزه به این فکر میکنم چه اخلاقهایی تو آدم اکتسابیه و کدوما ذاتی؟ مثلا کم حرف زدن من اکتسابیه خودم میخوام حرف نزنم ولی تو بچگی و نوجوانی وراج بودم الان نتیجه گرفتم که چی؟ هی بگو و هی انگار داری چاه میکنی میری پایینتر و برای خودت دردسر درست میکنی! یا مثلا تنبلی حس ذاتی منه. در برهه هایی از زمان بهش غلبه میکنم و همچین تر و فرز میشم که نگو. یا مثلا یکسری کارها را مثل کار خونه و حمام رفتن و ... را خیلی سریع انجام میدم اما حس غالب بر من همون تبلیه که ذاتیه و بیشتر خودشو نشون میده! خانم بودن حس ذاتی من نیست من دوست دارم شر و شور داشته باشم و شاد باشم اما رفتار غالب از طرف مادرم به منه. بخاطر اون و حداقل جلوی چشمش سعی میکنم سنگین باشم.

یا مثلا تو کارهای مانی که دقت میکنم میبینم خوش پوشی تو ذاتشه.از همون ٢ سالگی ما سر لباسهاش برنامه داشتیم چه برسه به الان. مثلا محاله جلوی غربیه ها شلوار راحتی بپوشه حتی تو مهد هم حریفش نمیشن شلوارشو عوض کنه. یا اینکه معلومه دلرحم و مهربونه. ذاتا بچه پر سر و صدایی نیست اما تا چشمش یک بچه دیگه را ببینه دنیا را میذاره رو سرش. البته چون خیلی کوچیکه (۵/۴ سال داره) بیشتر کارهاش ذاتیه و خیلی اکتسابی نیست. پس ولش میکنیم

شنیدین میگن مثلا مردم فلان شهر ساده اند یا خسیسند یا ... . به نظرم این همون رفتار اکتسابیه. منظورم اینه که چون اغلب اینطوری هستند بقیه هم اون رفتار را خود خواسته یا ناخواسته جذب میکنن. در مقیاس کوچکترش فامیل مد نظرمه. ممکنه تو فامیل همه مهمانپرست نباشند اما به کل سرایت میکنه در حالیکه که ذات بعضیشون اینطوری نیست و وقتی از حلقه اون فامیل خارج بشن، رفتار اصلیشون بروز پیدا میکنه. پیمانه کوچکتر خانواده است. حتما دیدین طرز خندیدن، نشست و برخاست، لحن و خیلی حرکات تو افراد یک خانواده کاملا یکسانه. من و خواهرم اصلا شبیه نیستیم اما همینکه بخندیم همه اینو میفهمند. پس پذیرش اینکه رفتار و عادات هم را تقلید و بهم منتقل بکنند خیلی ساده است.( مگر اینکه رفتار نامطلوب باشه و مورد تنفر اغلبشون باشه مثلا اعتیاد پدر )

بعد از اینهمه جامعه شناسی! میرسم به تحلیل رفتارها و اخلاق شوشو. فوق العاده تنبله و این رفتار ذاتیشه. صرفه جوست اما ذاتی نیست یکهو تو بعضی موارد مثل مسافرت و ماشین جهش پیدا کرده. خیلی زود بهش بر میخوره که رفتار اکتسابیشه و از مامانش یاد گرفته چون عادت غالب خونواده شونه و گاهی خارج از اون حیطه میبینم عمل نمی کنه و خیالی هم براش نیست.  رفیق بازه اما تا زمانیکه در حیطه خونه بوده نمو نداشته و یهو فوران کرد و بعد افول کرد (بخاطر رفتار غالب مننیشخند ) خیلی از اخلاقیاتش را کاملا حس میکنم که از خانوادشه چون مثلا اگر یکماه تو قرنطینه باشه اصلاح میشه. دیشب 20 دقیقه ای با مامانش حرف زد و امروز کلا ایرادگیر شده و صبح تا حالا 35 مورد : شامل 10 مورد سه پیچ ، 17 مورد گذری و بقیه رولپلاکی گیر داده!

این هفته چند روزی پذیرای مادر و پدر شوهر هستیم و احتمالا این اخلاقهای جدید بروز میکنه: قربون صدقه زیاد ، خریدهای خیلی زیاد که از باباش یاد میگیره مثلا 3 کیلو قارچ میخره ، میمونه رو دستمون یا یک باکس نوشابه میخره! منظم میشه. کم حرف میشه. از خونه فراری میشه و تا 11 شب نمیاد به داد دل من برسه. ایراد گیر و بهانه جو هم میشه و ...

حالا به نظرتون چقدر طول میکشه تا زندگی ما دوباره روالش را پیدا کنه؟ و اینکه چقدر به این ضرب المثل حقیقت داره: مادر را ببین، دختر را بگیر

جواب خودم: 1- احتمالا دو هفته 2- بله عین حقیقته حداقل 90% ردخور نداره

اعتراف: من اگه قبل از آشنایی با شوشو مامانش را دیده بودم محال بود زنش بشم (آیکون عروس بد ذات)

/ 8 نظر / 86 بازدید
نازنین

من کاملا و دقیقا و مطمئنا با اینایی که نوشتی موافقم و یادگیری و تاثیر گذاری نقش مهمی در شخصیت هامون داره..چرا همه وبلاگها تقریبا همه که میگم یعنی اکثرا تو این هفته مهمون دارن؟.اونم از نوع قوم شوهر؟

شهرام

سلام - توی خونه حکمرانی با خانمه - بنظرم یه مرد هر چقدر هم سختگیر باشه اگه یه کم به آخر تصمیماتی که توی خونه گرفته میشه دقت کنه اینو میفهمه که کاری رو که خانمش گفته رو انجام داده بدونه اینکه حتی اینو بفهمه که قبلا خودش با انجام اون کار مخالف بوده - مردا فوق العاده حساس و برخلاف هیکلشون ضعیفن به این خاطر عمر کمی دارن و اکثر اعلامیه ها مربوط به اوناس - بعضی وقتا مشکلاتی واسه مردا توی کار بیرون پیش میاد که نمیشه هضمش کرد و توی خونه هم چون مشکلی رو حل نمیکنه پس نمیشه گفت به این خاطر بهانه گیر و لجباز میشن باید تحمل کرد و سکوت تا این دوره طی بشه مطمئنا مرد اینو میفهمه و علاقش بیشتر میشه و در صدد جبران هم برمیاد - امیدوارم زندگیتون همیشه خوش و خرم باشه ضمنا هوای پدر شوهرتون رو داشته باشید چون اگه اون هوا دارتون باشه هیچ کس جلودارتون نیست حتی خود آقای شوشو [نیشخند]

memol

سلام. منم باهات موافقم. اما این در مورد شوهر من صدق نکرده اون از اخلاق های باباش اصلاَ خوشش نمی آد و شکر خدا اصلاَ هم اونجوری نیست. فکر کنم اخلاق بابای من را اکتساب کرده[نیشخند]

جز تو تمومه دنیا پر

وااا محبوبه یعنی میگی بده خونواده شوهر که میان شوشوت اروم میشه و قربون صدقش زیاد میشه :"علامت تعجب" در مورد پست هم بگم خب اره خیلی جالبه که ماها رفتارای اکتسابیمونو خودمون میتونیم کنترل کنیم اما چیزی که تو ذات باشه مثه همین بد ذاتی هر چند یه مدت کنترل بشه باز بر میگرده یر جاش.. این مثال اخریم رو 50 50 قبول دارم /// فدای تو.. میبوسمت

نانازی بانو و آقا خرسی

منم به همین قضیه اعتقاد دارم. همیشه هم می گم اگه قبل از عقد خانوادتو می شناختم محال بود ادامه بدم

افروز

ای عروس بد حالا خوبه می یاد خونه تون مامان علیرضا که خونه ما یه سال یه بار می یاد حالا خوبه یا بد؟ مانی شیک پوشتم از طرف من ببوس ببینم عروس نمی خوای؟تو که مادر شوهر خوبی هستی نه ؟[چشمک]

دست کوچولو

براي پسر كه نمي گن مامانشو ببينيم فكر كنم بگن بابا رو ببين پسرو بگير [نیشخند]

آبان

شخصیت و افکارت برای من عجیبه... البته جالبم هست[چشمک] راستی! اصلا کم حرف به نظرم نمیایی