ربیعه خود شیفته

سلام

یک مطلبی هست میخوام بهتون بگم اما مسلما ناراحت میشین ،بهمین خاطر بعدش یک مطلب خنده دار میگم که ناراحتی از یادتون بره. مطلب اول را بخونین و فراموش کنید و هی بعدش نپرسین چی شد چون واقعا طاقت ندارم هی توضیح بدم چند وقته به اندازه کافی داغونم و دیگه بیشتر توان ندارم... پس بخونید بعد یادتون بره.

چند وقتی بود مانی موقع پیاده روی یا دویدن و کلا حرکت تند ، از درد قفسه سینه شکایت می کرد . چند روزی با رجب هی ازش کار کشیدیم ببینیم چقدر موضوع جدیه که خب متاسفانه جدی بود و مسئله لوس بازی و جلب توجه در میان نبود. رفتیم دکتر فوق تخصص قلب اطفال و یک هفته تمام در حال آزمایشات و اکو و تست ورزش و عملیات تشخیصی بودیم. خدا قسمت هیچ مادری نکنه اونجا بچه های مریض را میدیدم که واقعا حالشون بد بود و همین باعث داغون شدن روحیه من شده بود جوری که هر 4 باری که رفتم بیمارستان چنان گریه می کردم انگار دور از جون عزیزم مرده...

خلاصه بعد از کلی مقدمات و مراحل و آزمایشات دکترش تشخیص داد که متاسفانه عضله قلبش ضعیفه و با توجه به سنش کشش نداره... اما چون در حال رشده دکتر پیشنهاد کرد فعلا دارو و ... را شروع نکنیم فقط مانی ورزش کنه تا ببینیم چی مشه 6 ماه دیگه دوباره بریم برای تکرار آزمایشات. فعلا میره شنا و شبها هم رجب میبردش پیاده روی... برای پسرم دعا کنید. خدا همه مریضا را شفا بده مخصوصا بچه ها... واقعا تحمل درد و رنج بچه خیلی وحشتناکه.

----------------------

حالا میریم سر موضوع خنده دار:

مانی چند روز پیش پیله کرده بود ببرمش پارک آب و آتش که آب بازی کنه. منم خدا میدونه چقدر حس و حال نداشتم. اما کلا از اون مامانها هستم بچه زیاد اصرار کنه دلم میسوزه و قبول میکنم ولی اصلا جوون نداشتم. یک مانتو ساده پوشیدم و مقنعه هم کشیدک به سرم و رفتیم پارک.

از همون ورودی مانی ورجه وورجه کنان رفت وسط فواره ها (توضیح برای کسانی که نمی دونن: پارک آب و آتش یا پارک حضرت ابراهیم یک محوطه باز داره که تو زمین فواره نصب کردن و تو یک برنامه آب می پاشه بیرون. بچه ها میرن خودشون را خیس میکنن و مثلا خوشن. اینم عکسش که از نت گرفتم

 

منم اون کنار نشسته بودم و نگاه میکردم. یکدفعه یک خانوم مسن حدود 65 ساله اومد کنارم و با بدبختی سر حرف را با من باز کرد و ازم شماره خواست که برای پسرش خدمت برسن...نیشخند بعد هم پسرش را که اونطرف با اضطراب بما نگاه می کرد نشونم داد. اولش که دهنم باز مونده بود... بعدشم خندم گرفت و گفتم اشتباه شده من متاهلم . اونم گفت نه الکی میگی که ما را از سر خود باز کنی و پیله پیله که من باید با مادر پدرت حرف بزنم! آخر با کلی قسم و آیه باور کرد و آه کشان تعریف کرد که با خانواده اونطرف نشسته بودن پسرش کشون کشون آوردتش اینجا منو ببینه خواستگاری کنه!!!!

بعد هم گفت پسرش سی و پنج سالشه و دختر سنگین و متینی مثل من!!

/ 23 نظر / 62 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا میم

خوب میشه ایشالله منم بچه بودم اینجور بودم الان هم 33 سالمه و بچه دارم یه مدت رفتم دکتر بعد سال دوم و سوم راهنمایی بودم که دیگه مشکلی نداشتم دیگه حتی لازم نبود دکتر برم

گل مریم

سلام مجدد این دفعه مثل دفعه های قبل نیست ول کنی بری دو سه ماه دیگه بیای ها بیا بگو دکتر مانی چی گفت خب [ابرو]

گل مریم

سلام ممنونم از اینکه تشریف آوردید و نظر گذاشتید . ولی دلیل خاصی داشته که خصوصیش کردید ؟ خواستم این رو بگم که اگه فردا اومدید دیدید نظرتون نیست دلخور نشید [چشمک]

سنی

برای مانی دعا می کنم محبوبه عزیزم...من مطمئنم این مشکل حل میشه ...حتما پیش دو تا دکتر خوب ببر و نظرات رو با هم مقایسه کن تا بهتر تصمیم بگیری[ماچ] ای جاانم به تو دوست خوشگلم.یادمه یکبار هم این اتفاق تو مشهد برات پیش اومده بود یادته؟[قلب]

حسين

سلام . هنوز وبلاگتون رو نخوندم . فقط اسم وبلاگتون باعث شده من چند دقيقه بيشتر زنده بمونم. يعني كلي خنديدم. اسم بسيار جالبي بود و انتظار اين اسم رو نداشتم. حالا برم بخونم ببينيم چه خبره فعلا

زمزم

چطوری ربیع؟ مانی خوبه؟ چش شده بچم؟ خاک تو سرم که من بعد از بیس روز حالا اومدم دیدم چه خبره :( بیام بهت یه زنگ بزنم.

یک دوست

https://www.facebook.com/tasteoffood

محبوبه

چند وقت پیش واسمون مهمون اومده یه خانم جوون چادری با شوهرش و 4 تا بچشون ، بعد از اینکه رفتن ، همسایه مون اومد خواستگاری خانومه :)))))))))))))) ولی اصلا توقع نداشتم بگی دختر خوب سراغ نداری! بابا یه شماره میگرفتی میدادی به ما دیگه...

alma

ماني چطوره؟

حسين

سلام . خبر نارحت كننده درباره پسرتون .اقعا ناراحت كننده بود اما چون خودم ورزشكارم مي دونم كه ميشه اين ضعف رو بر طرف كرد پس نگران نباشين . اما درباره خبر خوشحال كنندتون بايد بگم با اينكه دوبار خوندمش اما بازم دوست دارم بخونمش و بعد از مدتها از ته دلم خنديدم . چه اتفاقهايي كه نمي افته . من مجردم و يادم باشه يه بار اين تكنيك رو انجام بدم [لبخند][خوشمزه][نیشخند]