روزگار ربیعه

سلام

دیدین چه کاری دست خودم دادم؟گریه الان رسما سبزم!سبز از اون مدل سبزهایی که نمیتونه کسی بهشون گیر بده چون اعصاب مصاب تعطیل و دیگه حساب با کرام الکاتبینه!

رجب که زیاد این روزها دم پر من نمیاد مانی بدبخت هم کمی دور و برم میچرخه و آه میکشه و میره پی کارش. من موندم و ویار و اخلاق سگی سگی! باور کنید دست خودم نیست اما به قدری گه مرغی شدم که خودم خسته شدم چه رسد به دیگران. حال روز ما به این ترتیبه که صبح با حال زار و نزار از تخت بیرون میام و به سرعت سمت دستشویی... بعد میام کمی نفس تازه میکنم و چیزکی میخورم مثلا دو سه تا بادوم یا بیسکوئیت چیزی. بعد کپه تا دو ساعت بعد. کلا خدمتتون بگم با عرض شرمندگی فقط دفع از بالا! معده دردی هم گرفتم که نگو. درد معده خوب میشه سوزش معده شروع میشه. پهلوی چپم هم درد میکنه. به شدت خسته ام و نفسم بالا نمیاد. اعصاب هم که...

میگم خوبه خیر سرم بچه میخواستم اگه نمیخواستم یا شک داشتم که فکر کنم روزگارم سیاه بود. غم و غصه هم اضافه میشد غوز بالا غوز!

من نمیدونم چرا علم هیچ پیشرفتی تو این زمینه نداشته. یعنی خیر سرشون یک داروهایی دادن که برای من حداقل افاقه نداره. ویتامین ب6 میخورم روزی دو تا آمپولش هم هر سه روز یکبار. رانیتیدین دارم هر 12 ساعت نصفی هفته ای 2 تا آمپولش. اسید فولیک و ... هم هست. یکجور قرص برای تهوع داده بنام اندانسترون که برای شیمی درمانی هاست و در مواقع خیلی حاد با احتیاط مصرف شود که خیلی خواب آوره و گیجم میکنه . یک شب درمیان هم سرم دارم بعلت عدم تحمل مایعات.

موقعیکه مانی را باردار بودم دو بار رفتم بیمارستان. یکبار بخاطر افت فشار که فشارم 6 بود رجب منو زده بود زیر بغل برده بود بیمارستان. یکبار هم کم آبی. البته نمیدونم اونجا چکار میکردند که حالم تا چند روز بعدش هم خوب بود. البته اینبار معده درد دارم که پدرم را درآورده. تازه خاک تو سر برنامه ریزیم!!! یادم نبود دندونم خرابه الان همش میترسم درد دندان هم اضافه بشه....

کلا به هر چیزی که کمترین بویی بده حساسم. مانی و رجب که تکلیفشون معلومه. یکبار رجب نصفه شب سرفه کرد من حالم بهم خورد. الان سر و ته میخوابیم. سر کار هم که زیاد نمیام چون بغل دفتر یک ساندویچی است که... نگم بهتره. مسخره اینجاست خیلی وقتها یک بویی را یادم میاد!! و حالم خراب میشه...

دیشب رجب میگفت کاش کمی منو ماساژ میدادی. همچین چپ نگاهش کردم سریع گفت نه نه شوخی بود... خواستم بگم بیا ماساژت بدم....

خب این روزگار ربیعه است که الان تازه 6 هفته را میگذرونه و اگه زنده موند میاد پیشتون

پ1: محبوب خانوم خودت برو 3 قلو بیار ما با همین یکی نسخه مون پیچیده است خواهر!

/ 58 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین خانومی

سلام عزیزم وای که این پستت منو یاد دو ما پیش خودم انداخت که داشتم جون میدادم از ویار .. واییییییییییی که نمیدونی چه حالی بودم .. از معده درد و سوزش معده و اینا نگو دیگه به حدی حالم بد بود که همش خون بود که [سبز] ولی زنده موندم [زبان] تو هم ایشالا تا یکی دو ماهه دیگه خوبه خوب میشی برای تهوعت آناناس (البته کمپوتشم خوبه ) و زنجبیل .. هر کدومو که دوست داری بخور و تا حدی تاثیر داره .. از همه مهمتر اصلاااااا و ابدااااااااا ناراحت نشو که حالتو خیلی شدیدتر میکنه راستی دکتر به من قرص متوکلوپرامید داده بود ولی من بهش حساسیت داشتم و نتونستم بخورم (یعنی قبل خورده بودم و میدونستم حساسیت دارم) حالا تو هم از دکترت بپرس اگه اجازه داد اینو مصرف کن برای تهوع خیلی موثره راستی من لینکت میکنم .. با اجازه [خجالت]

بازی زندگی

نیستی ...... کمرنگ شدی .... [نیشخند][نیشخند][نیشخند][شیطان]

نازخاتون

سلم وبلاگ شما رو تازه کشف کردم خانمها از چه نوع مردهایی بدشان می آید؟

نازي جون تنها

سلام تبريك ميگم منهم آپم ومنتظر حضور گرم ومهربون شما لطفا جهت بهتر نمودن وب لاگم نظر يادت نره

ممول

به به !مبارکه.ایشالا هرچه زودتر سبزت کم رنگ بشه و خودت و فرشته کوچولوت خوب خوب و سالم سالم باشید.

نوشا

انقــــــــــــــــــــــدر دلم براتون تنگ شده که حد نداره ... خوبین ؟ سلامتین ؟ نی نی خوبه ؟ مانی گوگولی خوبه ؟ رو به راهین ؟

سحر

سلام.ممنون میشم به وبلاگ منم سری بزنی و نظرت و بگی.موفق باشی

بی بی صحرا

در چه حالی عزیزم...دلم برات نقطه شده....بیادتم همیشه.. الان هم لباسی که برام آوردی پوشیدم.. دوست دارم و دوسش دارم مبوسمت

سايت دانلود

سلام. من هم به روز هستم با مطالب جدید از دنیای نرم افزار. تبادل لینک با وبلاگ خوب شما که تولید محتوای سالم دارید موجب افتخار بنده ست. منتظرتون هستم. راستی لینک کوتاه شده ست. اگر روش کلیک کنید بعد از چند لحظه سایت من باز میشه. یا حق