برده ها و زن دوم

یک زن برایم با عنوان زن دوم کامت گذاشته بود و من بر حسب عادت که به هر کس که جدید بود سری میزنم، رفتم به خانه افکارش. وی زن دوم مردی بود و از زمین و زمان گله داشت و صیغه بودن و زنان بسیار داشتن مرد را جزئی از وجودش و تاکید اسلام میدانست و هرگونه کراهت زنان و یا مردان دیگر را نشانه مبارزه با اسلام میدانست و پشت هم گواه بر این مدعا می آورد از سایتی دیگر و روایاتی و آیاتی. و مصر بود بر اینکه احکام قرآن همه برای همه زمانها کاربری اند.

من اینجا آمده ام که مثال نقض بیاورم. و ترسم نیست از محکوم کردنم به بی ایمانی و ستیز با اسلام که دوستانم مرا خوب میشناسند و دشمنان هرگز مرا نشناخته اند. اسلام برده داری را مجاز دانسته است و احکام بسیار برآن وضع نموده. مثلا برده نصف یک انسان آزاد دیه دارد و قصاص ندارد. زنان برده که کنیزان باشند جزئی از مایملک صاحبشان بوده و عقد برای ازدواج لازم ندارند. برده تا از جانب صاحبش آزاد نشده برده می ماند. صاحب بر برده ولایت دارد. برده ارث نمیبرد. غلامان محارم زنام صاحبخانه اند. برده زاده ها هم برده اند و ...

آن زمان در خانه ها برده ها بودند بر تعدادی بیش انسانهای آزاد و کار و رنج و تعب با ایشان بود و نعمات برای صاحبانشان. اسلام هرچند که فریاد برابری و برادری زد برآن چیره نشد پس آنرا پذیرفت و صحه گذاشت و هزاران دستور بر انفاق ایشان و آزاد کردنشان و ثواب و اجر نهاد بر آنکه بر ایشان مهربانی کند.

الان در این دنیای مدرن به کسی که ادعای یا هوس برده داری کند چگونه نگاه میکنند؟ شما به هیچ کس اجازه میدهید برده ای بگیرد با بخرد یا اسیری را برده خود کند؟ به هیچ کافری؟ به هیچ مسلمانی؟ فکر کنید الان کسی بخواهد تمام این احکام را حتی بخواند که خیلی منسوخ و از رده خارج به نظر میرسد و ابدا با زمان امروزی جور نمی آید.

همین است برای تعدد زوجین! کمی که مدرن تر بشویم و دنیای مردانه به مرزهای خودش عقب نشینی کند شاید به این شاخه فقهی و قانونی! نیز با لحن مسخره یاد کنیم.

پ1: هر کس قبول ندارد فکر کند خودش برده زاده است و الان ربیعه می آید و حلقه در گوشش میکند و مجبورش میکند جوراب های رجب را بشوید! عقلش جا می آید

/ 18 نظر / 124 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دمور

اگر عادت داری که به جدید ها سر می زنی چرا یه سر کوچولو به من نمی زنی؟هوم؟ من که از اول تا آخر وبتو خوندم و این همه کامنت گذاشتم؟ [عصبانی]

دمور

دیگه گفتم برم بشم خواننده خاموش دیدم نه بذار بگم

هوریض

فکر کنم اینکه گفتند شکست مقدمه پیروزیه و این صوبتا مال همون قشر زحمتکش مورچگانه! سلام فکر نمیکردم وقتی میام برای نقد و بررسی این وبلاگ کار زیادی داشته باشم. ولی درست از سر صبح تا الان 13 برگه a4 از وبلاگت نسخه برداری کردم تازه رسیدم به این پست اونم از پایین .مثل تعلیق یه داستان جذاب و پر محتوا تو وبلاگت گیر کردم.نمیدونم از چی خلاصه برداری کنم.چی رو بنویسم.انقدر که به همه چیز تو وبلاگت توجه داشتی.واقعا گیر افتادم.شد یکساعتی با نوشته هات درگیر شدم.به سوالات فکر کردم.و به جواب نرسیدم.و الان سرگیجه دارم.چشمام از بس که تو مونیتور زل زد سیاهی میره.خواستم ادامه ندم نشد.ربیعه تو یک انسانی.کلم پر از لغته که در موردت بگم ولی گیجم نمیدونم نمیتونم...پریشونم.الان 13 برگرو پرینت میگیرم میخوام امشب تو خونه بشینم بخونمشون.13 برگ خلاصه نویسی از اولین پست اونوقت تازه باید بشینم ببینم چطوری دایره فکری تو رو معرفی کنم که حق مطلب رو ادا کنم.الان شدم شوشو شدم رجب شدم مانی شدم ربیعه با دوستات حرف زدم با معلمت با افکار سیاسیت اعتقادات مذهبیت.باهات گریه کردم خندیدم غصه خوردم حرص خوردم.مسافرت رفتم.خراب کاری کردم....حروف مجاز تموم

هوریض

اینارو گفتم که بگم به این نتیجه رسیدم که بعد از وبلاگ من و مستر نفسی نوبت وبلاگ ربیعه است.اگه پیشنهادی داری برام بگو.نمیخوام برای معرفی این وبلاگ مرتکب اشتباه بشم.خرداد ماه میخوام نتیجه بررسی وبلاگ رو بزارم دوستان ببینند.

ملی

[گل]

نرگس2

باسلام و اجازه از خانم این وبلاگ این آدرسی که گذاشتید و خیلی وقته میشناسم .مردی که زن و دوفرزند داشت و خوش و خوشبخت بودند تا عشوه های یک زن مطلقه هوش و حواس ازش میپره وصیغش میکنه زنی که از خانم اولی سه سال بزرگتره .خانم اولی دانشجو فوق لیسانسه .پری به اسم اسلام و دین و رفع نیازهای جنسی مرد میپره وسط زندگیشون و به خودش حق میده که کارگر جنسی باشه چون باید کمبودها رو جبران کنه .با زیرکی صاحب بچه میشه و حالا هر شاید هفته ی چند دیقیقه مرد رو که چه عرض کنم مردک رو میبینه و از این راضیه چون داره در راه رضای خدا سرویس میده.مدام از زن اول بد میگه و نفرینش میکنه در صورتی خانم اول برای حفظ آبروی شوهرش حتی به خانواده ی خودش هم نگفته یعنی یه زن چقدر میتونه حقیر باشه؟ خونوادش پشتشن چون همسر دوم شدن تو خونوادش عادیه و عادته .بعد میاد میگه قرآن و خدا گفته مرد میتونه چندبار ازدواج کنه .قرآن درباره جفت پا پریدن تو زندگی مردم چیزی نگفته؟نگفته زن نباید با مرد نامحرم یه مدت همینجوری باشه بعد صیغه کنن؟ای بابا[ناراحت]

پرستو

خیلی مقایسه ی بدی بود. من خودم همسره اول و آخرم و از اول با این موضوع به شدت مخالف بودم. البته الان درسته قبولش دارم ولی هنوز نمیتونم به حسادت زنونم غلبه کنم و زندگیم رو با زنه دیگه ای تقسیم کنم. اما وقتی در مورد این موضوع تحقیق کردم دیدم از پایه درسته. ولی یه سری ها که از رو هوس بازی دست به این کار زدن جلویه دید مردم نادرستش کردن. مثلا اینکه ازدواج حق همه ی آدماست و به دلیل کارهایه سخت و جنگ و خیلی چیزایه دیگه مرگو میر مردها بیشتر از خانمهاست به همین دلیل زنهایه بیوه ی زیادی بدون سر پرست میمونن. یا اصلا زنان بیوه هیچی خیلی دخترانی هستن با قیافه هایه معمولی و یا حتی زشت که اگر پسری بخواد ازدواج کنه قطعا این جور افراد اولین گزینشون نیستن. اینا چی کار کنن؟ پس حقشون در مورد ازدواج چی میشه؟ همینجور بدون ازدواج بمونن چون چند ازدواجی منسوخ شده! یا برن به هزار کار دیگه دست بزنن تا نیازایه اولیشون رو تامین کنن؟ راستی بعد مادی و معنویش رو بذاریم کنار. همین نیاز جسمی عادی. هیچ میدونستین که دانشمندان طی تحقیقاتی متوجه شدن که زنان از سرکوب زیاد نیازهایه جنسیشون و مردان از همخوابیه بیش از حد دچار سرطان رحم و پروستات میشن؟

در اين وبلاگ ازدواج مخفي تبليغ ميشه

آدرس چندهمسري