مسیر یاب جدید

خب شما را نمیدونم اما من شخصا باعث افتخارم! همین حالا دارید مطالب کسی را میخونین که بهترین ردیاب و مسیر یاب تو ایرانه. نمیگم جهان چون کلا من از افه و اینها خوشم نمیاد. چرا؟ حالا براتون میگم:

ما با خانواده شوشو دیروز رفتیم جاده چالوس ١٣ بدر! (نیت مهمه!) برگشتنی چون مامان شوشو کمرش درد میکرد قرار شد من ماشین خودمونو بیارم شوشو هم ماشین مامانشو و از اونجایی که مهم نیته قرار بود بریم سمت سه را ه آذری جهت عید دیدنی! من و پدرشوهر گرامی سوار شدیم و به دنبال بقیه رو به سمت تهران نهادیم. ساعت چند رسیده باشیم خوبه؟ ١٠ شب...

چرا تعجب کردین؟ مگه ۴ ساعت زمانیه؟ مگه خودتون گم نمیشین؟ مگه شما همه تهرانو مثل کف دستتون میشناسین؟ والا...

بله ما گم شدیم. منکه همون اول تکلیفمو روشن کرده و گفتم اصلا اون سمت را بلد نیستم. اما همه گفتن خوب، بابا که هست! و این بود سرآغاز ۴ ساعت علافی! اولش خیلی عادی مثل یک عروس و پدرشوهر خوب شروع کردیم حرف زدن که بعد  ١ ساعت حرفامون تموم شد. آهنگ هم ٢ ساعتی گوش دادیم که اون هم اعصاب خوردکن شد. آخرش فقط به خودمون و تهرون فحش میدادیم! حالا چطوری پیدا شدیم؟ هیچی بعد چند ساعت ملت نگرانمون شدن و پیگیرمون شده و ما را در ٣ را افسریه ( از کجا به کجا!) یافتند و با اسکورت به منزل فامیل رساندند...

جدا شرم آور بود. ما که رسیدیم داشتند شام می آوردند. خلاصه من و بابا شوهر شدیم دستمایه تفریح فامیل و بی حیثیت شدیم رفت... فکر کن شوشوخان جلو همه گفت: محبوبه این کارش عادیه! از آشپزخونه تا پذیرایی ۴ با آدرس میپرسه... تازه گفت: محبوبه فقط همت را بلده! بخواد بره اتاق خواب اول میره همت از اونجا میره تو اتاق...

تازه هر بچه ای شلوغ میکرد میگفتن ساکت وگرنه میدیمت دست محبوبه ببردت کرج! ... همینطور چون بارون اومده بود گفتن که سنسور جهت یابمون نم کشیده! چی بگم دیگه. این فامیل شوشو ما منتظر جرقه اند تا یکسال بخندند به آدم. این وسط مادرشوهرمان جوگیر شده بودند و دم رسیدنی چنان ما را ماچ کردند و اشک چونان مروارید غلتاندند که ما را دل نگران بوده اند که نگو و نپرس!!! و خوشبختانه همه هو اش کردند یعنی که به عروس بدبخت چکار داری؟ خجالت نکش برو شوهرت را بوس کن! و...

شب برگشتنی چنان آبی زیر پل آزادی جمع شده بود که نگو! تا بالای لاستیک ماشین تو آب بود. میخواستم عکسشو بندازم اما گوشیم شارژ نداشت و نشد.

محض روشن شدن موضوع دستبند پست قبلی عکس دستبنمو میتونین اینجا ببنید

 

قبلا هم یک آویز برای وسط بند مرواریدم خریده بودم که حالا جو گیر شدم و عکسشو میذارم:

 

 

 

 

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باد صبا

چه بامزه اند این اقوام همسر گرامی دمشون گرم

نوشا

[نیشخند]کلا اون سمتها خیلی مسیر یابی سخته ... وای من یه بار مجبور شدم برم شرق تهران ... بعد من اصلا اونجاها رو بلد نیستم ... خیلی وحشتناکه همه خیابونا شبیه به همه ... اما خوب سعی کردم خودمو نجات بدم و تونستم ...

نوشا

کلا من مروارید دوست دارم به خاطر همین از مرواریده بیشتر خوشم اومد البته که ایشالا دوتاش به شادی استفاده بشه

سمیر

سلام محبوبه جونم نوشته هاتو میخونم. خیلی هم بهشون علاقه دارم. خداییشم خودتم خیلی دوس دارم. الانم که آنلاین شدم گفتم بیام برات حتما کامنت بزارم فک نکنی اصلا بهت سر نمیزنم فقط میدونی دیگه اصلا فرصت وبو کامنت ندارم. این روزا بدجور قاتی کردم. یعنی این کلاس لعنتی اونقدر روم اثر بد گذاشته از زندگیم سیر شدم. شاید باور نکنی همه اش با یغض میام خونه. بعدم یواشکی گریه هیچکس هم نیس باهام تمرین کنه. خودمون که ماشین نداریم. بابام هم کلن ماشین دست هیچ کس نمیده. میترسه. میگه اگه یه اتفاق افتاد چیکار کنم. توی راهی افتادم که باید حتما تا تهش برم خیلی دلم گرفته بود و داشتم دق میکردم. خیلی دلم میخواس یکی بود باهاش حرف میزدم. سام هم هیچی نمیتونم بهش بگم. اصلا از حال این روزام خبر نداره. حتی گوشیش در دسترس باهاش حرف بزنم چه برسه به درد دل

نانازی بانو و آقا خرسی

وای این آویزه محشره. دستبندت هم مبارک. خب خیلی ها ممکنه راهو گم کنن. این طبیعیه. آخه خنده دار هم هست. تابلوها بیشتر آدمو گمراه می کنن

niloufar

آویزت خیلی خوشگله. مبارک باشه. دستبندتم قشنگه. میگم به جای اینکه به تو بخندن باید به پدر شوهرت میخندیدن که خونه فامیلشون رو بلد نیست [شرمنده]

آتی

سلام عزیزم خوبی پستاتو خوندم دستبند و آویزت هم خوشمل بودن... راستی محبوبه جون دستت درد نکنه بابت همفکری واسه پروژه ها کلی خیالمو راحت کردی دمت گرم[ماچ][قلب][ماچ][گل]

ازدواج اشتباهی!

به قول خودت نیت مهمه.حالا با چند روز تاخیر مهم نیس. مادر شوهره ترسیده بوده نکنه یه بلایی سر ماشین و شوهرش بیاد واسه همین تا دید شما رو .....پرید و ماچت کرد.حالا شما جو گیر نشیا.موضع خودتو در قبال مادر شوهرت حفظ کن(ستاد موش دوانی در روابط عروسان و مادر شوهران)[نیشخند]

غزل

وای محبوبه جدی میگی ؟ خیلی باحال بود . دسبندت مبارک اون آویز مرواریدیتم مبارک اتفاقا منم دنبال یه همچین چیزیم . حدود قیمتشو میگی بهم ؟ ببینیم بودجه میرسه [نیشخند]

جز تو تمومه دنیا پر

سلام عزیزم.. میگم پستاتو دوس دارم به خاطره همین شوخ طبعیته.. چقدم دستبن دو اویزت خوشملن.. دوباره تبریک.. خانومی با اجازت لینکیدمت که راحتتر بهت یر بزنم بوووس