یک ضرب المثل روسی میگه سه بار اثاث کشی معادل با یکبار آتش سوزیه! اینو من از شوشو شنیدم و ایشون هم از یکی از دوستانشان که خیلی افاضات دارند شنیدند و البته که عمرا به روسیه نرفته اند و من توصیه میکنم اگر خواستید جلوی یکنفر که از قضا روسی هست این مثل را بکار ببرید جانب احتیاط را لحاظ کنید چون ممکنه اصلا اینجوری نباشه و مثلا بجای آتش سوزی یکبار دعوای خانوادگی باشه یا زلزله باشه یا کلا روسی نباشه یا اصلا من درآوردی باشه! اما بهرحال که برای ما تقریبا عینیت پیدا کرده و تو این اسباب کشی ٢ تا کاسه، ٢ تا بشقاب ٢تا فنجون یک دیس ، پایه میز نهارخوری و کشو کمد مانی شکسته در ضمن یک کدبانوی منزل لب مرز دیوانگی مستقر شده و خب خیلی احتمالا فاصله ای تا سقوط نداره...

دیدین بعضی ها چقدر پررو تشریف دارند؟ این وضعیت نابسامان کار منو فقط خواجه حافظ شیرازی خبر نداره و یکی از همکارهای بدذات من امروز برای من مشتری پاس داده! یعنی چی؟ یعنی میخوام حالتو بگیرم! این بشر که اتفاقا خانم هم هست و اتفاقا خیلی من بهش لطف کردم و بارها گره از کارش باز کردم، و اون بارها سنگ جلوی پای من انداخته الان با این شرایط من داره با دمش گردو میشکنه و نمیدونه چکار کنه!! و خدایی با اینکه من اینبار مطئنم این قضیه ربطی به اون نداره نمیدونم چرا دلم میخواد تقصیرها را به گردنش بندازم و برم لهش کنم!

فکر نکنید من دنبال کارم نیستما! نه هستم اما به رو خودم نمیارم. شنبه رفتم و با مسئولش حرف زدم و اون با رذالت گفت باید ۵/١١ میلیون خسارت بدی یا یک سند حداقل ١٠٠ میلیونی بذاری تو رهن شرکت اگر موارد تخلف ثابت شد دست ما باشه! منم با عرض شرمندگی بعنوان آخرین حربه گریه و زاری راه انداختم و البته موفقیت کمی هم داشتم. شنبه بقیه سیاستمان را پی میگیریم! البته الان فکر میکنم میبینم نشد هم گور باباش دیگه! من کارشناس ارشد ce marking هستم و هر پروژه بیخودی هم که بردارم تو 2-3 ماه اقلن 3 میلیون درآمدم میشه. تازه اینهمه هزینه دفتر هم ندارم و کلی هم خانم مهندسم برای خودم. فقط کمی باید همت کنم و دوستان سابقم را پیدا کنم...

خیلی هم شرمنده که نتونستم بهتون سربزنم. بخدا جبران میکنم. قربون شما...