الهی من قربون مامانم برم. دیشب این اس ام اس را برام فرستاد:

یارب دل دخترم پر از غم نکنی/ با تیر بلا قامت او خم نکنی/ ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند/ یک مو ز سر عزیز من کم نکنی

دیگه همینجور انرژی + داره از من فواره میزنه. منم بهش جواب دادم الهی فدات بشم.

این مامان ما جدیدا خیلی به روز شده! اس ام اس میده. استخر میره با دوستاش. تازه هدف گذاری کرده تا ۴ ماه دیگه بره ۴ متری! ولی خیلی براش خوشحالم. با توجه به اینکه خواهر کوچیکه هم عید عروس شد و رفت سر زندگیش نگران بودم شاید افسرده بشه اما شکر خدا خودشو سرگرم کرده.

در مورد پست دیروز، احتمالا منظورم را بد برداشت کردید. اصلا قصد نداشتم بگم که باید مثل آفتاب پرست بود و به هر رنگی در اومد. بلکه میخواستم این توجیح را داشته باشم که خیلی خاص بودن از لحاظ ظاهر موجب دردسره و تا جاییکه عقایدمون اجازه بده باید همرنگ جماعت بشیم تا  انگشت نما نشیم و دیگران به خاطر کوته فکریشون نتونن به شخصیتمون آسیب برسونه. فکر کنید بخواهید با یک تیپ آلامد آنچنانی تو ق*م بچرخید خب مطمئنا راه به راه تذکر بهتون میدن یا از شدت نگاههای عجیب و غریب هم مردان هم زنان، کلافه میشین. یا با چادر و روبنده تصمیم به حضور در دانشگاه سوربون به عنوان یک استاد برجسته را داشته باشین که اصلا راهتون نمیدن چه برسی به کرسی!

همین ایجاد تعادل خودش یکراه مبارزه با بی فرهنگی است! یک انسان وظیفه ارتقا اطرافیانش را داره اما برای شروع اول باید پذیرش بشه. اگر ظاهر کسی به دل آدم نشینه قطعا افکارش هم براش بی ارزشه و حتی شاید موجب موضع گیری هم بشه. این نظر من بود.

قربون همگی. یا علی مدد