سلام

مرسی از بابت کامنت های روحیه ده. نوشا جونم ممنون بابت سایت. و کلا این مطلب که من بامادر شوهرم مشکل خاصی ندارم فقط  خرده فرمایشاتش را و لنگر انداختنش را نمی پسندم. همینطور از تکه انداختن و نصیحت های هدفمند و ادا و اطوار و بهانه هاش و توقع زیادش و قربون صدقه های الکیش برای شوشو و گیر دادنش ومتلک گفتنش و دیگران را آدم حساب نکردنش خیلی بدم میاد. بقیش خوبه!

اوضاع عاطفی هم خرابه. دیروز هم دوباره با شوشو اره و تیشه دادیم و گرفتیم. ماشین هم ندارم. حالم خرابه. غمگینم و از بوی عید بیزارم....

به چند نفر از آشناها سپردم برام ماشین بیارن. از صبح یه مزدا 323 درب و داغون 82 و یک پرشیا 86 تمیز و یک سمند که انگار با اسکاچ سیمی شستنش با 300 لیتر بنزین تو کارتش ، یک ماکسیما بادمجونی داغون و یک زانیتا دو طرف رنگ مشاهده شده. شوشو هم فکر کنم 50 تایی ماشین دیده... ولی هنوز معامله مون نشده. بنگاهی ها هم ماشالله 1000 ماشاالله 500 تومان قیمتو بالا میدن!

دیشب برای مانی کفش خریدم و کمی از عذاب وجدانم کم شد... شوشو هم خودش بره بخره تا کمی قدر بدونه! مبلهای عمه خانم آماده است هی یارو زنگ میزنه بیا نگاه کن،هرچی میگم بابا کار دارم ساعت 1 میام به خرجش نمیره... تو دفترم دست تنهام.

راستی دیروز تو مترو یه بام تل(!) خریدم. یه جور تل دو طبقه است برای زیر مو که به موها حجم میده... شب گذاشتم دیدم باحاله! در ضمن یک پولیش ناخن هم خریدم که ناخنو برق میندازه. جالبه... الان مترو شده 5 شنبه بازار. از هر طرف پر ز فریاد فروشنده ها....

دعا کنید ماشین خوب گیرم بیاد

فعلا خداحافظ