حس آدم همیشه برنده وقتی بازنده میشه حس منه... من باختم. به خودم باختم چون نفهمیدم باخت هست و چشماشو دوخته به کوچکترین حرکاتم و دست احمق ترین فرد را گرفت و گذاشت کنار دستم و مجبورش کرد ترمز نکنه و ماشین منو له کنه... باخت خوشحاله که برده.... من غمگینم.

الان هیچ وسیله نقلیه شخصی در کار نیست. شوشو ٢ هفته قبل ماشینشو فروخت و زمین خرید. منم که این وضع! حالا شب عیدی موندیم بی ماشین. کلا روی هم ٨-٩ تومان هم بیشتر پول نداریم... هیچکس هم تعارف نمی کنه اگر پول میخواین بفرمایین! البته مامان شوشو زنگ زد گفت بیاین ماشین منو ببرین... لازم ندارم اما شوشو قبول نکرد گفت منتش تا ابد سرمونه!  چند روزی هم ماشین خانوم دوستش دستمون بود اما بالاخره که چی؟ جمعه بردیم پس دادیم

از این پژو ثبت نامی ها که چند تا چک میگیرن میشه خرید اما ریسکه میترسم تا عید تحویل ندن... حالا یکی پیدا شده میگه سمند داره... اما چون سفیده شوشو قبول نکرد. منم اعصابم خورد شد میگم حالا رنگشو جهنم... بخر بره دیگه... عید باید ١٠٠٠ جا بریم با این حس گشاد و بچه و ... خدایا چه گلی به سرم شد!

عمه مامانم دیروز مرد. خدا بیامرزدش اما باعث شد عروسی خواهری خاکمال بشه! عروسی قرارش ١٢ فروردین بود.... حالا امیدوارم فردین بازی در بیارن و خودشون مثل آدم زنگ بزنن بگن برین عروسی کنید جوونها را معطل یک مرده ٨٠-٩٠ ساله نکنید. آجیم ناراحت بود فکر کنم از همه عزادارتر بود. گفتم برو خدا را شکر کن من نمردم اونوقت به کل عروسی مالیده شده بود... میخواست خفه ام کنه. از مامان پرسیدم اگه واجبه بیام مراسمش... اما خدا را شکر لازم نیست. فقط مامان گفت به خاله دایی هات زنگ بزن تسلیت بگو... تو چشمم

دلم برا ماشینم تنگ شده... گناه داشت...گریه 

پ: اگر احتمالا نمایندگی ایران خودرو( وسعمون بیشتر نمی رسه) تو تهران سراغ دارین که به درد بخوره و پارتی سرش میشه تو را خدا دریغ نکنین

پ2: شوشو زیادی مهربون شده... عجیبه! حتی یک نق کوچولو هم نزده. منم خیلی صبوری کردم. بعد 3 روز 5 شنبه کلی گریه کردم... شوشو گفت مثل اینکه موضوع را دیر گرفتی! اما من فقط غم بی ماشینی دارم نه ضرر و اینها! خدایی کمک...