من پدر شدم! من بطور سببی پدر پژو 206 شدم چون مادرش را گا...!!!!

بله! من دوشنبه تصادف کردم و تقریبا همون شد که بالا گفتم. هیچی از جلوی ماشین بدبختم نموند که نموند....

چی شد؟ هیچی! اومدم برم تو سبقت ماشین جلویی ترمز کرد ماشین سمت چپی ترمز نکرد... در نتیجه زد به عقب ماشین من و با سرعت 120 تا پرتم کرد تو گارد ریل! و چرخیدم و چرخیدم و رفتم اونور تو باقالی ها!!!!!!

طبیعتا از ماشین چیزی نمود. 2 تا چرخ+ کاپوت+رادیاتور+ کل جلو بندی+ سینی زیر موتور + کامپیوتر+ باطری+ اکسل جلو+ سیستم خنک کننده+ چراغها و ... به فنا رفت! همچنین دک و پز یک پرشیا ( همون که زده بود به من) و یک گارد ریل داغون شد... من سالم و همه سالم. منتها راننده اون پرشیاهه پیرمرد بود و همچین میزد تو سر خودش که بیا و ببین... اولش فکر کردم کسی چیزیش شده که بعد دیدم نه ... طفلک از ناراحتی داره خود زنی میکنه... مرتیکه الاغ!

آسیب شناسی ماجرا:

ماجرا 2 بعد داره بعد اول که من از لحاظ قانونی مقصر حادثه بودم به دلیل انحراف به چپ و دندم نرم دیگه هوس تند رفتن نکنم... و بعد دوم عدم توانایی و تصمیم گیری سریع راننده پرشیا بعلت کهولت سن! عقل حکم میکنه اگر سنتون بالای 70 ساله دیگه رانندگی نکنین پدر من! چون عکس العملتون کند میشه و از طرفی مدل سرتق بازی بهتون حاکمه و منطق و انصاف نمیشناسین و میزنین مردمو له میکنید ... بعد مجبورین بزنین تو سر خودتون.... و 5 شب کابوس ببینین که محبوبه نامی را آش و لاش کردین و احتمالا خدا باید از تقصیرتون بگذره...

تجربه های جدید من:

چند تا تجربه منحصر بفرد کسب کردم 1- موقع رانندگی از هرگونه خودرو بارکش و تاکسی شدیدا دوری کنیم و تشدید در حالتی که راننده پیرمرده. 2- ماشینی بخرم که ایربگ داشته باشه چون جون آدمیزاد به مویی بنده 3- اگر بچه یا همراه تو ماشینم دارم اجبارشون کنم کمربند ببندن چون اگر من کمربند نداشتم حتما مرده بودم. 4- اگر کسی با حسرت و بدذاتی به مالم چشم زد نگم اینا چرنده و سریع صدقه بدم و و ان یکاد بخوونم! 5- 110 هیچ غلطی نمی کنه و خودم باید هی زنگ بزنم به این پاسگاه و اون پاسگاه تا مامور بیاد و باید 2 ساعت زیر بارون وایسم 6- دم شوشو گرم خیلی مهربون و آقاست. قربونش برم. خیلی دلداریم داد و تازه گفت ضررم را برام جبران میکنه و نمیذاره غصه بخورم. این چند روزه هم همه جا باهام اومد و خیلی کمکم کرد.

و از همه مهمتر خدا خدا خدا که شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد...

و اینکه: امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم       شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

من بعد از حادثه:

وقتی تصادف شد، تقریبا هیچ حسی نداشتم فقط فرمون و ترمز ماشین را محکم گرفتم در غیر اینصورت ماشینم چپ میشد. بعد هم خیلی عادی پیاده شدم و زنگ زدم به پلیس که 1000 جا منو پاس دادند تا یجا جواب درست و درمون دادن. پیرمرده را دلداری دادم. کامپیوترشو جدا کردم که خرابتر نشه. به شوشو زنگ زدم. یدک کش زنک زدم. ماشینو خالی کردم. تکه های ماشینو پیدا کردم چون برای بیمه بدنه لازمه. و بدتر از همه به کارشناسی 200 نفر گوش دادم....

ماشینو بردیم گذاشتیم تعمیرگاه. اومدم دفتر چایی خوردم. چند تا کار انجام دادم. فرداش رفتم پاسگاه مدارک ماشین و قبض جریمه ام را گرفتم . رفتم شهرداری خسارت گاردریل را دادم (5 ساعت علافی داشت). خلافی ماشین را ریختم گواهینامه ام را آزاد کردم. پس فرداش رفتیم با پیرمرده بیمه پارسیان خسارتشو بگیره. اونجا با زنیکه احمق بحثم شد. چون میگه 100.000 تومانی که برای گاردریل دادی را ما 80.000 ت میدیم چون استهلاک داره!!!!!!!!!  خاک تو سرشون کنن تازه منو مجبور کردن برم شهرداری یه نامه دیگه بگیرم که 3 ساعت وقتمو گرفت... آخر وقت هم رفتم بیمه رازی برای بیمه بدنه که خداییش خیلی خوب باهام رفتار شد. امروز کارشناسشون میاد برای تعیین خسارت. حالا ببینیم خدا چی میخواد ولی 2 میلیون ضرر را رو شاخشه دیگه.