تا حالا کسی را عمیقا ذوق زده کردین؟ من دیروز اینکارو کردم و هنوز حس و حال خوش این کارم مونده... من دیروز به یک گدا ٢٠٠٠ تومان پول دادم و طفلکی نزدیک بود سکته ناقص بکنه! البته من از این عادت گداپروری و ... بیزارم و نمیخواد نصیحتم کنید اما چون چند وقتی بود با خدا تو صدقه دادن نسیه حساب می کردم این شد که یهو حساب کتاب کردم و درجا پرداختم. کمی هم به حساب بستانکارم موند که تا پایان سال باهم بی حساب میشیم احتمالا!

در همین رابطه فکر کردم بعضی ها را چطور میشه ذوق زده کرد و چند مدل به ذهنم سرازیر شد:

مادر شوهر: زنگ بزنی بگی حامله ام و اسم شما را میخوام رو بچم بذارم. حتما درجا سنکوپ میکنه!

مادر: یکروز بری خونش و بدون اطلاع براش خونه تکونی کنی. نمی میره اما تا سال دیگه دعا گوست و ١٠٠٠ جا هم میشینه میگه!

شوشو: اس ام اس بدی که من رفتم مهرم را بخشیدم. ( البته در مورد افراد مختلف تفاوت وجود داره ) که احتمالاباید بری محضر برای انحصار وراثت!

صاحب خونه: بگی من همینجوری خونه ات را تحویل نمی دم بلکه نقاشی شده پسش میدم. خوبیش اینه که حالا حالا ها نباید رنگ کنی چون تا بچه هاش موفق بشن حکم تخلیه بگیرن ١٠-١٢ سال مفت نشستی!

رفیق وبلاگی: ۵٠٠ تا کامنت براش بذاری ! دو سه روز سرش گرمه

و ...

در همین باره تمام دوست جونهای گلم را به یک بازی اینترنتی دعوت میکنم: چطوری کی را ذوق زده میکنید؟

ادامه قهر و آشتی جاری:

من با بد ذاتی والایی مباحث پشت پرده سخنان جاری جان را به اطلاع آقای شوشو رساندم که ایشان هم بسیار جوش آوردند و گفتند یعنی چه نمی اومدم خونتون؟ باید دلشم بخواد مامانم تحویلش گرفته! و ... که نباید میذاشتم مادرم سبک بشه و باید اون میرفت دست بوس مامانم و از این حرفها ....

و منم از آب گل آلود ماهی بگرفتم و گفتم این سوز دل من بود. مامانت حقشه...

در نتیجه الان قهریم اما جلوی دیگران برروی مبارک نمیاریم.

دیروز هم ننه شوشو با دخترانش به خرید رفتند و دیگر برنگشتند خونه ما و رفتند خونه آن دخترشان!!!! منکه خوشحالم اما فکر کنم خواهر شوهرم من و جاری ام را فحش و فضیحت میده ، که چرا مادر شوهر را از مقرش بیرون آورده و آواره نموده ایم که مجبور بشه همه جا بره!!!!!

دیشب هم وقت گرفتیم رفتیم جواهر فروشی( کلاس را می بینین؟) مامانم یک سرویس جواهر برداشت.(سعی میکنم عکسشو بذارم. اگر لطف کنید و یک سایت خوب آپلود نشونی بدین). اما من صبر میکنم چون ١۵ ام نمایشگاه داره و نیم ست های قشنگش را با تخفیف میاره. البته چشمم چند تا انگشتر را گرفت که به سختی خودم را کنترل کردم. فکر نکنین گنج پیدا کردم نه! النگوهام جرم گرفته بود و دستم حساسیت میداد. بنابراین با قیچی بریدمشان و حالا در پی تعویضم!

فعلا حدافظ

 http://thumbsnap.com/v/7r6rjer8.jpg  عکس مانی را اینجا ببینید چون خیلی وول میخوره کیفیتش جالب نیست شرمنده