سلام

خدمتتون عرض کنم ماجرای مادرشوهر و تولد دارای لایه های زیادی بود و به نظر من اصلش هم از خباثت خود خانم شروع شد! ماجرا از اینجا استارت خورد که قبل از شروع تولد مامان رجب با مادرجاری نشسته بودند. مامان رجب با بی ملاحظگی و بدجنسی تمام رو کرد به مامان جاری و گفت: خونه پسرم قشنگه؟ دیدی شیر پسرم چه خونه ای خریده؟ (یکی دو تا فیس هم تو دلش کرد) راستش من خیلی ناراحت شدم. چون جاری با اینکه چند سال زودتر از ما ازدواج کردند هنوز خونه نخریدن. نه اینکه جا و شرایط زندگیشون بد باشه و ... نه اما مستاجرند. عمده دلیلش هم بی فکریهای رمضونه. مامان رجب میخواست فخر چه چیزی را بفروشه من هم مونده بودم بخدا... یعنی اصلا فکر نکرد که داره پسر بزرگ خودش را جلوی مادرزنش خراب میکنه!

مامان جاری هم گفت بله ایشالا مبارکشون بشه و ... بعد هم حرف را کشوند به سمت پسرهای خودش و گفت پسرم امسال با اصرار زیاد برام مبلام را عوض کرده... مبل برام خریده 17 میلیون.... و دقیقا زد به هدف و مادر رجب ناک اوت شد! یعنی هرکس بود میتونست ببینه که داره خون خونش را میخوره... بلند شد اومد سمت من و گفت ربیعه اسفند بده میخوام اسفند بگردونم!!! منم گفتم نه مامان جان زشته الان اینهمه آدم نشستن بهشون برمیخوره... با یک قیافه ترسناکی گفت من برای خودم میخوام! منم گفتم اشکال نداره نیتت را نگه دار شب انجامش میدم...

دیگه شب شد و گذشت و انها رفتن خونه رمضون. نمیدونم چی شد که مامان جاری هم رحل اقامت افکنده بود خونه جاری! و خدا عالمه که دیگه چه جریاناتی پیش اومد و من گردن شکسته شدم این وسط کیسه بوکس... کلا مامان رجب شخصیت پیچیده ای نداره. دو حالت داره یا داره نقشه میکشه برای پسراش که ازشون بخواد چیزی تهیه کنن براش یا درحال حسادت کردنه...

--------------------------------

بگذریم. برمیگردیم به بحث شیرین عید. چی خریدین؟ چکارها کردین؟ برنامه تون چیه امسال؟ عرض کنم خدمتتون که من برای مانتو عیدم را که مهر ماه خریدم و عکسش را براتون گذاشته بودم یک شلوار مخمل کبریتی (کمی تم براقی داره) و یک کفش مخمل قهوه ای پاشنه قندره خریدم. بعد دیدم خیلی قهوه ای و شکلاتی شد یک کیف کرم و یک روسری کرم و گل گلی هم براش خریدم.

یکروز هم اون هفته از لج مامان رجب رفتم یک مانتو آبی نفتی (همون رنگی که امسال همه ویترینها را پر کرده) با گلدوزی دور یقه اش خریدم 88 ت. در همین راستا یک روسری از گل گنده ها هم خریدم براش 15ت. شلوار و کفش هم دارم.

یک کت و دامن قرمز قرمز هم دادم برام بدوزن با یک مدل خیلی شیک که با ساپورت مهمونی بپوشم گفته 21 ام آماده میشه. اونجا دل دیوونه من یک کت خیلی شیک سفید هم تو ژرنال دید و عقلش را از کف داد. حالا اونهم میرم پارچه بگیرم برام بدوزن. قراره 21 ام تحویل بده.

از لوازم آرایش و این قرتی بازی ها هم یک ریمل و یک رژ خریدم مارک دوسه. خدایی به عمرم ریمل به این خوبی و باحالی ندیده بودم. با یکبار استفاده تمام مژه ها را پر و بلند میکنه و خیلی کارش درسته. رنگش هم خیلی مشکیه. واقعا الان احساس چشم قشنگی دارم شدید. همونجا جوگیر شدم و یک رژ قرمز هم برداشتم (اولین رژ قرمز منه همیشه رنگهای مات و کمرنگ استفاده میکنم امسال کمی جوانگرایی کردم) اونهم عجب چیزیه... فک کنید من صبح زدم اومدم سرکار صبحانه خوردم شیر و چای و ... ظهر رفتم پیش رجب نهار خوردیم و قلیونی زدیم و با کمال تعجب رفتم دیدم هنوز روی لبمه! فقط کمی کمرنگ شده بود... اگر مثل من دوست ندارین در طول روز تجدید آرایش کنید و میخواین آراسته باشید (همینطور شوهرتون از جای رژ روی فنجان و لیوان و سر قلیونی حرص میخورد شدید!نیشخند) این مارک را بهتون پیشنهاد میکنم. رژش دو حالته است. اول اون قسمت رنگی اش را میزنی بعد برق لبش را میزنی. من البته برقش را نمیزنم چون خیلی دیگه....

قیمتش هم با کمال شرمندگی و خجلت از جو گیر شدنم 32 تومانه ریمله هم 45 تومان... من تا حالا از این بی ناموسیا نداشتم دلار بی صاحاب رفته بالا به من چه خنثی

خب این بود گزارش قبل از عید تا اینجا. دوباره میام خدمتتون