تبلیغات تاثیر گذار

اون تبلیغه که جدید نشون میده را دیدین ؟ همن که راجع به مصرف انرژی و پسری به اسم آرمانه؟ به نظرم خیلی قشنگه ولی یک نکته انحرافی عمیق داره... اون اینه که موضوع اصلی در سرنوشت آرمان بیچاره اصراف باباهه نیست بلکه انتخاب ا*حمدی*نژاده! و این تیکه آخریو سانسور کردن... تازه به نظرم آرمان خوشحالم باشه که زنده است والا با این مملکت داریشون!

چه میگذرد؟

دیروز رفتم و کیک مانی را سفارش دادم. شکل ماشین زرد رنگ و 5 کیلو. فقط برای مهد کودکش... مانی با شیرین زبونی خاص خودش میگفت مامانی پفیلا و میوه و بادکنک هم بگیر... کادو گنده هم بگیر... جایزه هم بگیر...

مانی دیشب خیلی سرفه میکرد و شوشو صبحی میگفت بخاطر صدای سرفه بچه دیشب خواب دیده که مرده و کلی هم گریه کرده... این باعث شد سر صبحی منم گریه کنم و ریملم بریزه! خیلی مسخره است ولی واقعا یه جورایی عادت کردم اگر آرایش نکنم اعتماد به نفس ندارم. حالا نه که زیاد آرایش میکنم ها نه! فقط ریمل و ضد آفتاب و رژ کمرنگ... محیط کارم مردونه است و طبعا زیادیش هم باعث عدم امنیت میشه! شوشو هم زیاد خوشش نمیاد یعنی کلا با آرایش و آرایشگاه رفتن سر جنگ داره ولی من زیاد محلش نمیدم. میگفت حتی عروسی خواهرمم نرو آرایشگاه زشت تر میشی! ولی کو گوش شنوا. بعد از مش کردن موهام 4 ماه پیش دیگه فهمیده از این خبرا نیست و حالا از اونور بوم افتاده و دیگه میگه کاری بهت ندارم.... منم میخوام برای عید موهامو عسلی کنم. چرا بعضی شوهرا اینقدر گیر میدن؟!!!

کل سالهای پس از عروسیمون من نه رنگ و مش کردم نه هیچ کاری . حتی کوتاه هم نمیذاشت بکنم منم طاقتم طاق شد و زدم به سیم آخر... نتیجه اش اسف بار بود... 1 هفته قهر کرد و نزدیک بود عقد خواهری هم نیاد! دیوونه ام کرد تا آخرش اومد و مسخره تر اینکه مامانش به همین خاطر منو شست و آویزون کرد و 1 ماه هم قهر کرد. ولی کی میترسه... دارم میرم رنگش کنم. هرکس باید حدود خودشو بشناسه...

چاق شدم؟

من سر بارداری خیلی وزنم اضافه شد اما حالا خوبم فقط کمی شکم و اینم دیگه ول نمیکنه و همش رو اعصاب منه. همین روزها میرم برای سلولیت. لطفا راهنماییم کنین. باید برای میکرودرم هم برم. عید در راه است.