سلام

من را که الان نمیبینید باید خیلی خوشحال باشید وگرنه یکی از اون قیافه های بدبخت و نزاری میدیدین که مدتها از یادتون نمیرفت. متاسفم که بگم من جنینم را از دست دادم. الان حس یک مادر بچه مرده را دارم... ده روز گذشته اما هنوز صبحها که از خواب بلند میشم فکر میکنم باید آرام باشم تا من و بچم روز خوبی را با هم داشته باشیم...

شاید به نظرتون مسخره باشه برای بارداری سه ماهه غصه بخورم اما من واقعا عزادارم و هیچکس اینو درک نمیکنه! هر کس که منو میبینه میگه ایشالا یکی دیگه اما بقدری برام تجربه سخت و گرانی بوده که دلم را پر از درد کرده... همه خانمهایی که تو بیمارستان بودند میگفتن برو بابا تو که حداقل یکی داری! مامانم و اینها هم همش میگفتن خدا را شکر خودت  سلامتی. فامیل نزدیک دلشون کمی میسوخت فامیل دور هم ...

شما حداقل منو دلداری ندین. من نیاز دارم گریه کنم و داغدارم ...