سلام

این فرشته مهربون که میگن منم! دیروز قد عمرم کار نیک انجام دادم و الان دور سرم یک هاله نورانی میچرخه و از دور از جون شما پ گرد و خاکی کرده که نگو! دلیلش هم اینه که دیروز رفتم خونه دختر خاله ام و کلی کمک کردم که شخصا از آدم تنبلی چون من بعید بود.

از خیلی ها که پنهانه اما از شما پنهان نباشه این دختر خاله ما 3 قلو بارداره و در استراحت مطلق. مامانش اینها هم یزد هستند. دیروز زنگ زدم حالش را بپرسم یکهو جوگیر شدم گفتم عصر میام پیشت. دیگه تند تند کارهام را ردیف کردم و بر ترک یک آژانس سوار شدیم و رفتیم خونه اش. آخه خونه اش تو طرحه. اما از اونجاییکه آدم با اعتماد به نفس زیاده آژانسی ما را سر خیابان اصلی پیاده کرد و با پررویی گفت من مجوز طرح ترافیک ندارم. منو میگی؟ کارد میزدی خونم در نمیومد...یک کیلومتر هم راه بود...

کلی باهاش بداخلاقی کردم. اما بگی ککش هم نگزید. خیلی ریلکس 8000ت پول بیزبون را چاپید و رفت. من موندم و مانی با یک کیف دستی کوله مانی پر از اسباب بازی. یک کیف خرید شامل یک شیشه ترشی یک شیشه شور، یک ظرف روغن کنجد (روغن مایع معمولی نمیخوره) یک ظرف ماهی خوابانده آماده برای طبخ، سه بسته سبزی قورمه. یک کیسه شامل یک کیلو سبزی خوردن یک کیلو سبزی آش و یک کیسه حاوی 5 عدد نان تافتون!!

کم مانده بود یک جفت مرغ و خروس زنده هم بگیریم دستم ببرم خونه اش! آخه گفتم طفلک شاید هوس کرده باشه نتونه خودش آماده کنه. دیگه تند تند سبزیها را پاک کردم و آش پختم و برای شب و فردا نهارشون هم پلو قرمه سبزی پختم و ظرفهاشون را شستم و چای و میوه آماده کردم و ...

حالا میگم هاله نور فک نکنین بیخود میگم!

ساعت 8 هم رجب اومد دنبالمون اما دیگه بالا نیومد. بچم حیا داره. فکر کرده بود زشته دختر خاله خوابیده بیاد زحمت بده. البته دو ساعتی تو ترافیک مونده بود و یک حرف زشتی هم به ترافیک زد که من دو ساعت خندیدم اما نمیگم که فکر نکنید رجب تربیت نداره!

بشنوید از پنهانکاری دختر خاله! این اول بارداریش نگفت که دو قلو داره ! من بهش یکبار گفتم اگه تو هم مثل من یکهو بفهمی دوقلو داری چکار میکنی؟ خندید و گفت: شکر خدا... من حس کردم مشکوکه. بعدها گفت دکترش گفته شاید یکیش نمونه بخاطر همین هیچی نگفته. این وسطها زن داداشش که 10 سالی هست بچه دار نشدن بهش برخورده که چرا نگفتن دوقلو داره؟ پیش خودش فکر کرده حتما چون بچه نداره ترسیدن بهش بگن... از این فکرهای الکی...

دیگه اون هفته دختر خاله رفته سونوگرافی که دکتر برگشته گفته سه تاشون سالمن! هرچه گفته نه دو تا بودن! گفته نه الان سه تا هستند... حالا هنوز خیلیا نمیدونند که سه قلو داره! غیر از زن داداشش همه هم ازش میپرسن چه قرصی خوردی؟ IVFکردی؟ و ... اعصابش خورده میشه... اینجوریاس که ظاهرا دوقلوئه اما قراره 3 تا بچه بیاره...

نخندین... نصیبتون میشه...

فعلا کاری با من ندارین؟ من برم دیگه...