سلام

چیه خوب؟ منم دوست دارم این بازی آرزوها را داشته باشم:

آرزو دارم یکروز اینجوری تو زندگیم داشته باشم: صبح زود خود به خود از خواب بیدار بشم نه با زنگ آلارم کوفتی موبایل رجب. 100 بار گفتم یک چیز ملایم و رمانتیک بزار اول صبح صدای شیپور تو گوشمون نکن! می گفتم. خودم بیدار بشم یعنی یک خواب دلچسب و آروم و کافی داشتم و الان وقت کاره.

بعد برم با خیال راحت دست و رومو بشورم و سر و صورتی صفا بدم. صبحانه آماده کنم و با رجب بشینیم بخوریم. من ترجیحا نوع و پنیر و گردو و چای میخوام. بعد پرستار بچه ها بیاد و برنامه کاریش را تحویل بگیره.( توجه کردین : بچه ها) همیشه دوست داشتم بچه های زیادی داشته باشم اما الان برام سخته... یعنی احساس میکنم اگر کسی بود مراقبتشون را برعهده میگرفت من 4-5 تا بچه داشتم. دوست دارم ژنتیک من و رجب تو دنیا باقی بمونه... شما دوست ندارین؟

بعدش میرفتم تو دفتر کارم که دفتر مدیر یک کارخانه بزرگ تولیدیه ( هر چند می دو نم کار تولید تو ایران فنا شده اما ایشالا اون موقع که آرزوی من برآورده شده اینجوری نیست). کلی کار مفید انجام میدادم. یک کمی هم با اس ام اس سر به سر رجب میذاشتم. با هم میرفتیم نهار میخوردیم. یعنی ترجیحا دوست دارم یک آشپز خانم داشته باشم که نهار درست کنه برامون. بعد دو باره کمی کار و میرفتم خونه.

بچه هام را بغل میکردم و باهاشون بازی میکردم. یکهو دوستم یا خواهری میومد خونم و کلی با هم حرف میزدیم. در حالیکه لم دادیم و تکلفی در کار نیست. شام هم این وسطها سر هم میکردم.

شب هم رجب میومد خونه. اول یک چای با هم میخوردیم و میوه و شام. بچه ها را می خوابوندم. کمی با رجب حرف های بزرگترها را میزدیم یا فیلم میدیدیم. و یکهو تصمیم میگرفتیم آخر هفته را بریم مسافرت و موبایل هم نبریم...

آخر شب از اینترنت بلیط تهیه میکردم. حسابم را چک میکردم و ته دلم مطمئن میشد که قدرت خرج کردن دارم. کمی اینتر نت گردی و ... و حمام و خواب... یک خواب اونقدر آروم و لذت بخش که صبح قبل از آلارم شیپوری رجب بیدار باشم...

نظرتون چیه؟

---------------------

میگم نمی دونم چرا بعضیها بهشون برخورد از پست قبلی ناراحت شدند؟ خوب به من چه اسم بعضیها ضایعه! اینجا دنیای مجازیه و من از این سنگر ناچار نیستم چشمم را بندازم پایین و لبم را از داخل گاز بگیرم که مبادا خنده ام بگیره!!! اونهایی که فامیلشون اینجا مطرح شده و همه عقیده دارن خنده داره بدونن که ثواب هم بردن که دلم مردم را شاد کردند! دوست ندارن هم خودشون را بزنند به اون راه... کسی یقه شون را نگرفته !!!

گوغر هم رو سر من جا داره بسکه جای خوب و عالی و استعداد پروریه البته با نمک هم هست... من چه گناهی دارم؟؟ چطور همه دارغوزآباد را مسخره میکنن!

-------------------------

فردا تولد پنج سالگی پسرمه. تولدش مبارک