سلام

اینکه تا چه حد حرف دیگران میتونه یک نفر را برانگیخته کنه و به یک عکس العمل وادارش کنه بسته به شنونده است و گوینده. خود من اصولا حرف دیگران بالاخص انتقادشون به عکس العمل وادارم نمی کنه جز در چند مورد محدود که احساس میکنم داره بهم ظلم میشه!

دیروز این اتفاق افتاد. یکی از آشناهای قدیمی برگشت با لحن نچسبی گفت کی کارهاتو برات انجام میده؟ آخه دستات مثل دستهای کسیه که کار نمیکنه... تا اینجا من هیچی نگفتم. بعد گفت: اتفاقا چند روز پیش با بچه ها نشسته بودیم صحبت تو شد که خوش بحالت هیچ کاری نداری؟ اینجا قضیه کمی منو تحریک کرد! اصولا دوست ندارم محور صحبتهای جمعی که توش نیستم باشم. بهش گفتم چرا این فکر به ذهنت رسیده؟ چرا خیال کردی من کاری انجام نمیدم؟

گفت آخه دستات سفید و تمیزن و ناخن هاتم مرتبن. همون موقع دستم را نشونش دادم. انگشت کوچک دست چپم با چاقو بریده. انگشت وسط دست راستم یک تاول کوچک روش داشت. و شصتم بخاطر خرد کردن سبزی پر از شیارهای چاقو شده. همینطور روی انگشت سبابه ام پینه مداد مونده...

البته اعتقاد دارم دست هرکس گویای خیلی چیزها هست و دست یک خانم باید تمیز و نرم باشه. از دستهایی که گوشه ناخنهاشون مواد غذایی چسبیده و روی بند انگشتاش سیاهی میزنه خیلی بدم میاد. همینطور خانمهایی که دستشون زبر و پوسته پوسته شده. مگه یک کرم معمولی چقدر هزینه و زمان میبره؟ یا یک دستکش؟

مامانم از ترس من همیشه دستاش را کرم میزنهفرشته خودمم همیشه در حال کرم زدن هستم. توی ماشین تو کیفم تو آشپزخونه تو کشو دفتر کارم،تو کیف لوازم آرایش و توی حمام کرم دارم!( رجب میگفت راستشو بگو دیگه کجا کرم جاساز کردی؟؟)

الان آقایون میخونن مسخره میکنن اما مگه چه اشکالی داره؟ به نظرم بزرگترین کفران زایل کردن زیباییه. تازه اون قدیم بود که دست مرد نشونه چیزای خوبی بود. الان این زمونه مردهای اطراف ما سنگین تر از قلم تو زندگیشون بلند نمیکنند! یک زمانی من تو کارخانه کار میکردم. تمام مردها دستکش می پوشیدند و به تمیزی دستاشون اهمیت میدادند! حیف نیست زنها بی توجه باشن!

پ ن: چند روز پیش یک مشتری داشتیم فامیلش دراز دست بود! بخدا... اصلن روم نمی شد اسمشو به زبون بیارم!نیشخند از این فامیلهای عتیقه زیاد می بینم. شاید فردا یک پست مفرح در اینباره گذاشتم براتونزبان