سلام به همه

خب با قضایایی که پیش اومد فرصت نشد بیام تعریف کنم عید را چه کردیم و کجا رفتیم که الان عرض میکنم. پنجشنبه به رجب گفتم ببین رجی عزیزم اگر ما بخواهیم تو خونه بشینیم ممکنه کسی یا کسانی دلشون برامون تنگ بشه و مشتاق دیدار بشن! مثل دو سال گذشته ما عید فطر مهمون داشته باشیم اینه که بیا و خودمون را جایی مهمون کنیم... رجب هم پایه دیگه هرچند نقش تبلیغات و سخنان روانشناسه من بی تاثیر نبود. بساطمون را جمع کردیم رفتیم بیرون و از اونجاییکه مسلم بود کسی برای افطار منتظرمون نیست رفتیم به رستورانی و سپس به منزل مادر رجب گسیل شدیم که دیدیم ای بابا... چنان حلیمی و آشی و سفره ای برامون چیدن که بیا و ببین! ما هم که خدا بکشتمون اگه به این همه زحمت نه بگیم به قول بابام بمیره اون سیری که قدر 5 تا گشنه کار ازش نیاد!  اصلا به روی خودمان نیاوردیم و یورش بردیم به آخرین سفره افطار. بعدهم هی مامان رجب میوه و شیرینی و تنقلات و بستنی و شام کرد تو حلقمان مبادا ذره ای جا برای نفس بمونه! (کلا مهمون نوازن طایفه ای)

بعد هم شب اصرار کردند بمونید ما هم موندیم. فرداش هم هنوز آفتاب نزده بود این همسایه لامروتشون بیدارمون کرد! مرد حسابی با صدای بلند فوق بلند در حیاط مشاع خودش تنهایی نماز عید فریاد میزد! فکر کنم موقعی که داشتند درهای رحمت را می بستند مونده بود لای در!

اما به نظرم یکبار هم که شده باید برم نماز عید ببینم چه جوریه چه حسیه . چند تا کار تو زندگیم را یکبار باید حتما انجام بدم یکی همین نماز عید یکی هم یکبار برم نمازجمعه تهران یکبار هم برم دیدار رهبری هرچند نمیدونم چطوری باید رفت و اصلن منو با این سر و قیافه و عقایدم راه میدن یا نه! یکبار هم میخواستم برم مجلس شورای اسلامی که رفتم و نمی دونین چه خبر بود دیگه! مردیم از خنده... چیزایی دیدم که بخدا باورتون نمیشه اگه بگم. حالا این چند تا کار هم هست که باید برم ببینم چه تجربه ای داره . به قولی حلوای تنتنانی، تا نخوری ندانی!

جمعه هم با فامیل رجب رفتیم بیرون شام خوردیم که به مناسبت شغل جدید شوهر خواهر رجب بود. توی یکی از این شرکتهای مواد غذایی خیلی بزرگ مدیر اداری شده و خیلی تعریف میکرد. کلا این فامیلمون از اون تیپهاست که همیشه با کت و شلوار و کروات و اینهاست اما خوب سیستم زندگیش کارمندیه مثل ما سوداگری نمیکنهعینک

شنبه هم کله سحر رفتیم چالوس سر پروژه ای که رجب برای جیب مبارکم ترتیب داده بود. همون که گفتم براتون یک زمین کوچولویی تو چالوس را داریم یک خونه کوچولو توش میسازیم. شکر خدا بد نشده بود حالا عکسش را براتون میذارم تو ادامه مطلب.

برگشتنی هم چنان شلوغ بود که بیا و ببین! دیوانه شدیم تو ترافیک. یک ماشین تهرانی هم زده بود به یک چالوسی و مرده چنان فحشهای رکیکی به تهرانیها میداد که بیا و ببین میگفت شهرمون را به گ... کشیدن این تهرانی ها! ما هم کمی عصبانی شدیم و گفتیم چه بد مردمانی هستند اینها! اما سر پل یک آقای محترم چالوسی به رجب اشاره کرد پشت سرم بیا و ما را از یک راه میانبر حدود 2 ساعت انداخت جلو و ما هم خوشحال شدیم و گفتیم چه مردمان خوبی دارد چالوس! دنیا همینه دیگه...

دیروز با دوستم رفته بودیم بیرون میگفت 5 شنبه تولد شوهرشه و غیر از هدیه که لباس و اینها بود داشت براش یک دفتر درست میکرد با عنوان اینکه " چرا من عاشقت هستم؟" و توش از اخلاقها و مرامهای خوب همسرش حرف زده بود! ما هم که کلا تنوع طلب... سریع ایده گرفتیم و گفتیم ما هم باید برای رجبمان از این دفتر دستکها بیارائیم اما چون سازمون کوک نیست قرار شد وقتی شوهرش دفتره را گذاشت کنار بیاره برای من تا از روش تقلب کنمنیشخند چون کلا 5-6 مورده که زنها را عاشق مردها میکنه که نمیشه نوشت بقیه موارد هم مثل همن دیگه... اما باید حواسم را جمع کنم خیلی سوتی ندم مثلن اگه اون نوشته شوهر عزیم من عاشق کمر باریکت هستم (شوهرش لاغره) من بنویسم عشق من! من عاشق اضافه وزنت هستم!

فعلا خداحافظ. راستی برین ادامه مطلب را یک سری بزنین

پیوست: شرمنده لینک عکسها را گذاشتم براتون. پیریه و هزار علت ننه جون


Free Image Hosting At Welcome to img98.com Image Upload Center, a free image upload solution. Simply browse, select, and upload!

این آنیتاست دختر عموی مانی 9 ماهشه

10092010033.jpg

http://img98.com/show.php/334142_10092010033.jpg.html

این عکس اونجاییکه داریم میسازیم هنوز عمده خرجش مونده.

08082010009.jpg 

http://img98.com/show.php/334141_08082010009.jpg.html

اینم مانیه منو دق داد تا تونستم عکسشو بگیرم

 

10092010035.jpg

http://img98.com/show.php/334143_10092010035.jpg.html

اینی که می بینین اسمش گابا است. یکجور میوه که جزو مرکباته و تو شمال پیدا میشه. درختچه داره و از هنگام تبدیل به میوه چند رنگ و مزه عوض میکنه. الان رسیده است و مزه ای شبیه به انار داره. با پوست خورده میشه و داخلش هسته های ریز سیاه رنگ داره که ما قورتش دادیم! دو فاز هم داره زیر پوستش حالت پنببه ای و داخل ژله ایست. ایشالا بخورید و خوشتون بیاد. برای تفنن بد نیست اما زود دل آدمو میزنه