یکروزی چوپانی بود و گله ای و گرگی. گرگ هر وعده گرسنگی اش را با دریدن گوسفندی می گذراند و چوپان حتی چوبش را به سمت گرگ تکان نمیداد. اعتقادش این بود که عاقبت خون گوسفندان دامان گرگ را میگیرد...

اگر به نظرتون چوپان متفکر بالا عاقل میاد شما هم منتظر باشید تا نفرین قرآن دامن آتش زنندگانش را و حرمت شکنانش را بگیرد.

شما را نمی دونم ولی من واقعا دلم شکست... به شعور و احساسات بیش از یک میلیارد مسلمان توهین شد. آنوقت وزیر محترممان فرمودند برنمی تابند. دوبار فرمودند مبادا از قلم بیفتد. کم مانده بود بگوید تو بدی تو بدی...

الان فهمیدم که اسرائیل پخی هم نیست! چون ایران برای خون دماغ یک فلسطینی تهدیدش میکند اما برای تکفیری به این بزرگی با سر به زیری فقط خواستار موضع گیری مقامات آمریکا هستند! بعدش چه خاکی...

رجب میگه نمیشه تو روی آمریکا ایستاد. میگه حرف اضافه بزنی یعنی میخوای بجنگی و جنگی چنین خونبار که حتی فکرش را هم نمی تونی بکنی فقط باید زیر پرچم کسی باشه که بهش ایمان مطلق داری فقط زیر پرچم امام زمان... میگم من جنگ نمیخوام فقط میخوام تو کشوری که اگر به گربه کسی بی حرمتی کنی، میره ادعای جریحه دار شدن احساسات میکنه و غرامت میخواد، میخوام تو اون کشور لعنتی همچین انسان نمای بی عقلی به جرم آزردن نه همه ، حتی فقط من یکی به دادگاه کشیده بشه. از حقوق مدنی محروم بشه. از خندیدن بیفته. از اعتماد به نفس مسخره اش... از کار زشتش پشیمون بشه... نه اینکه هنوز توی خونه خدا تو کلیسا بشینه و دستاش را به هم بماله و نطق تلویزیونی بعدش را ردیف کنه و دنبال پن کیک مارکدار بهتری برای گریم عکس و پوستر بعدیش باشه...

اون مردک را از کلیسا بیرون کنید. از حقوق اجتماعی محروم کنید. حق سخنرانی و منبر رفتن نداشته باشه...محکوم کنید کار زشت و افکار شیطانی اش را... حتی با پیوستی در وبلاگی...