بر هیچ کس پوشیده نیست که خواب چه نقش مهمی در خوش خلقی آدمیزاد دارد بنابراین جون ننه تان اخلاق سگی امروزم را به دل نگیرید که از اول ماه مبارک کلا خواب ما ضایع شد و تاثیر کاملا مخرب بر اعصاب و روان ما و در نتیجه اعصاب رجب و تربیت مانی گذاشته. صبحها زود بیدار میشم و بعد از ظهر تقریبا رو به موتم بنابراین یک ساعتی میخوابم. اما شب تا بیام خودم را خواب کنم باید برای سحری بیدار شم و دوباره تا صبح گوسفند بشماریم که هنوز خوابمون نبرده ساعت نکبت موبایل زنگ میزند و اونوقته که با یک چشم باز و یک چشم بسته رژ میزنیم و میایم سرکار!

من و رجب خیلی متفاوتیم اما یکجورایی اخلاق خوابیدن مثل هم داریم که جای شکرش باقیه. و اون اینه که هردو فضای زیادی برای خواب لازم داریم. من عین ویرگول میخوابم. پاهام را جمع میکنم و دستام را به سمت بالا میکشم. رجب همش وول میخوره و اندازه 3 نفر جا میگیره. اعتراف میکنم از همون روز اول ازدواج طی یک تفاهم خجلت آور تصمیم گرفتیم هرکس پتوی خودش را داشته باشد. در نتیجه رجب یک لحاف بندری بادکرده بزرگ دو نفره برداشت و من هم یک پتوی مخمل دو لایه .چون رجب عادت داره لحاف را میپیچه لای دست و پاش و حتی اجازه نمیده کمی روی خودش باشه! منم سرمایی دوست دارم تا زیر چونه ام لحاف را بالا بیارم تازه رجب به من میگه اسکروچ! میگه خیلی خسیسی 1 سانت از پتو هم نمیدی بهم. این شد که از همون اول راهمون از هم سوا شد!(شده من زیر روتختی خوابیدم اما پیش رجب نرفتم). یک اخلاق مشابه دیگه مون هم اینه که از چسبیدن بیزاریم. دوست داریم آزادانه بخوابیم. من که کسی نزدیکم باشه نفسم تنگ میشه. نمیدونم چطور بعضی ها بچه شون هم کنار خودشون میخوابونند.

رجب خیلی کم خوابه. شاید شبی ٢-٣ ساعت بیشتر نمیخوابه. هروقت من بیدار میشم میبینم داره نگاهم میکنه. همینطور بقایای گردش شبانه و خوراکی هایی که میخوره این مطلب را روشن میکنه. دلم براش میسوزه. خیلی سخته. اما ناگفته نماند که آدم حسود و بدجنسی نیست. میتونه ببینه ما خوابیم. اگر راه حلی دارین مشتاقم براش.

--------------------------------------------------------

این هفته چند سری مهمان داریم. دو سه تا دوستای رجب با خانمهاشون برای افطار. مامان و خواهر خودم و مامان و بابای رجب. اونا میخوان برن دکتر و از شانس بد دکتره قبلا نزدیک خونه مون بود هر وقت میرفتن بعدش چند روز میومدن خونه ما استراحت. اما حالا خونه جدید ما دور شده از مطب و به خونه خودشون خیلی نزدیکتره اما بازم قراره بیان خونه ما تجدید قوا!!! فکر کنم تنها راهی که برام مونده اینه که یک پولی بدم به دکتره کلا بره کره ماه... در دسترس نباشه!  پیرو استمداد کمک بالا اگر داروی دوپینگ خوب سراغ دارین معرفی کنید. آدم که کرگدن نیست بلاخره خسته میشه...

--------------------------------------------------------

دیشب با رجب دعوا کردم و قسم خوردم اگر یکبار دیگه که رفتم بغلش با حالت مشکوک بگه چی شده... خودمو آتیش بزنم! اینم از آموزش تلویزیونی در این ماه.

ممنون از همه برای داوطلب شدن کارمندی. بابا این حرفا چیه؟ شما اختیار سر ما را دارین... خجالتمون ندین...