این عوض کردن ساعت کاری برای من دردسر شده. ما که ساعتمون عوض نشده باید ۵/٧ بیایم سر کار. شازده رجب ٩ باید برن. از اونطرف ما ساعت ٢ نفتمون تموم میشه رجب اینا تا ٣ میپلکند تو اداره. یک ماشین هم بیشتر نداریم و رسما علاف شدیم. از اونطرف من دنبال کار خونه و افطاریم اما رجب خوابیده. بعدهم تا ساعت 12 سریال آب دوغ خیاری داریم و تا بخوابیم شده ساعت 2. کلا دو چیز این ماه بده: حمام سحر و سنگینی بعد افطار. بقیه اش خیلی خوبه. الان صورت من شده قد یک کف دست لپم آب شد به همین زودی...

------------------------------------------------------

کمی شرایط کاری من تغییر کرده. جهت افزایش عمر و کمک به روان خودم، کارمندم را فرستادم بره. الان تنهام اما تا آخر ماه مبارک سعی میکنم یک دختر خوب بدرد بخور پیدا کنم. الان ممکنه دلتون بسوزه بگین چرا اجراجش کردی اما شما جای من بودین چکار میکردین وقتی میدیدین همش داره اس ام اس میزنه یا تلفن دستشه یا داره گریه میکنه یا خمیازه میکشه. روی خط دفتر ١٧ تا تماس پاسخ نداده باشه. همه کارهای پستی و مالی مونده باشه. کیبردش پر از خاک باشه. قیمتهای پرت به مردم میده و حتی زورش میداد جواب سلامشون را هم بده... منم صبرم لبریز شد. البته آدم لطیفی هستم و ضمن یادآوری اوضاع بد اقتصادی باهاش تسویه کردم و گفتم اگر لازمش داشتم خبرش میکنم.

میدونین چه جور کارمندی خوبه؟ البته برای من؟ ١- مجرد باشه از دوست پسر و نامزد و پسر خاله هم خبری نباشه وگرنه همش چسب به تلفنه ٢- به کار احتیاج داشته باشه در غیر اینصورت دفتر میشه محل تفریح و آرایشگاه. حساب هم نمیبره میگه فوقش نمیرم سرکار ٣- نجیبانه لباس بپوشه من با خوش پوشی و خوش تیپی مشکل ندارم اما این یکی خیلی سک*سی لباس میپوشید مشتریها از راه بدر میشدند یادشون میرفت برای چه کاری اومدند ۴- روابط عمومی معقول داشته باشه نه مثل این بیحال و افسرده باشه نه مثل اون با همه دوست بشه نه مثل اون یکی با مردم بجنگه! (همه مدلی داشتیم) احتمالا آدم عادی کم شده! ۵- منظم باشه و اینجا را خونه خالش ندونه

در اینصورت با کارفرمایی طرفه که حقوقش را به حق و سروقت میده. بهش کارانه بابت افزایش درآمد میده. شارژ موبایل میده. مهربونه و دعوا را نمیندازه.کلا با پاچه مردم کاری نداره. گیر نمیده. پیمانه صبرش خیلی جا داره. اهل فضولی تو کارهای شخصی نیست. پیشنهاد بیشرمانه نداره چون خانمه و مشکل اخلاقی نداره. اضافه کاری ازت نمیخواد. درک داره . تولدتون را یادش نمیره. همش هم خوراکی های خوشمزه با خودش میاره... دیگه چی بگم که ماهه واقعا...عینک

---------------------------------------------------------------

 مشکلم با شرکت به نسبت حل شد یعنی تو اون جلسه آخری که براتون گفتم هی تو سر و کله هم زدیم تا بلاخره به تفاهماتی رسیدیم. الان نگران نیستم اما خب نمیتونم بگم وضعمون توپه. اوضاع مشتری نسبت به پارسال خیلی عوض شده. سیاست شرکت که فقط نوک دماغش را میبینه و در حال تغییر ساختار و مدیریته به یکطرف اوضاع مالی مردم هم یکطرف باعث شده که خیلی خیالم راحت و آسوده نباشه اما بازم خدا را شکر.

الان خیلی پشیمونم که نذاشتم رجب ماشین بخره! بدجور از ماشین دوگانه سوز من راضیه و کلا محاله بتونم از چنگش در بیارم. احتمالا هیوندا دوگانه سوز سراغ ندارین؟

همین الان به کوری چش بعضیا رفتم شماره حساب دادم برای یارانه!ابرو

خواستم از خودم ذوق در کنم و به رجب نشون بدم از هر انگشتم هنری میریزه این بود که دیروز با کمک مطبخ رویا گوش فیل درست کردم. اولش همه چی عالی بود اما بعد که ریختم تو شهد خیلی شل و وارفته شد. فکر کنم تو یک منفی اشتباه کردم! میخواستم برزیم دور اما دیدم انگار قیافه برای مانی مهم نیست!