من یک زنم یک زن عادی. نه اینوری نه اونوری. نه قصد براندازی دارم نه حس و حال پاچه خواری. از جایی برای وبلاگم حقوق نمیگیرم خیلی هم اینجا را دوست دارم هرچی هم دلم بخواد اینجا مینویسم هرکی هم دوست داره میخونه هرکی دوست نداره نمیخونه حالا دو تا دری وری هم میگه اما خیالی نیست.

غرض این بود که به این داداچ روشنفکرمون آقای کدوور بگیم چه ذهن تیزی داری والا! باریکلا که خودت تنهایی فهمیدی! اصلا باور نکردنی بود اینهمه روشنگری! اونقدر که من به این نتیجه رسیدم برم زود سبیلام را بند بندازم و سر و رویی صفا بدم و برم در جامه نسوان مبادا از تو مونیتور کسی اومد منو دستگیر کنه بفهمه من مردم! حالا شما بیزحمت اول یالا بده شاید زن هم این وسطها وب داشت شاید زنی هم بود که کمی سیاسی می نوشت و کمی دلش برای مملکتش کباب بود. شاید زنی هم این وسط مسطها کمی شعور نوشتن داشت و کمی دلش میخواست وضع کشورش درست بشود. شاید زنی بود سرخورده از همون گروهی که بهشون افتخار میکردین! حالا ١ درصد شاید من راست بگم!

بهتره برین اینجا را بخونید بعد مثل من بشید

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=113427

هی به خودم گفتم به من ربطی نداره منظورش ما نبودیم بی خیال حالا بافته برا خودش و ... دیدم نه! نمیشه. این بود که اومدم بگم بخدا ما قد ننه و آبجی شما زن هستیم. هرچند از مرد کمتر نیستیما!