| سفرنامه 2 |
| ساعت ٩:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۸ |
|
سلام مجدد ببخشید که بین پستها اینقدر فاصله میوفته آخه بیکارم! من کلا وقتی کارم بد باشه و اوضاع کاسبی خراب از حس و حال می افتم شما خودتون ببخشید. ایشالا درست میشه. برگردیم سر سفر نامه و خریدها. از 3 طریق میتونین برین قشم. 1- سوار ماشینتون بشین و مثلا تهرانی هستین برین قم و کاشان و یزد و انار و شهر بابک و سیرجان و حاجی آباد و سپس بندر عباس. بعد از اونجا برین بندر پل (90 کیلومتر به سمت شرق) و با ماشین برین روی یدک کشهای بزرگ و اونور آب با ماشین رسیدین بندر لافت تو قشم.(فاصله اش خیلی کمه حدود 3 کلیلومتر از اینور ساحل اونور پیداست) حدود 130 لیتر بنزین مصرف میشه و هزینه یدک کش هم 7-8 هزار تومانه. کارت ماشین حتما باید باشه وگرنه قبض حمل و نقل بهتون نمیدن باید بدون ماشین برید. میتونید از انار برین کرمان و بعد جیرفت و بندر میناب و بعد بندر عباس. اگه تفریحی میرید و وقت دارین راهش قشنگتره. راه کرمان تا جیرفت خیلی شبیه جاده چالوسه خشکتره البته. ولی قشنگه. 2- سوار قطار بشین و بعد 18-19 ساعت تو بندر عباس پیاده بشین. اونجا با تاکسی برید اسکله حقانی و سپس با قایق شوتی (2200 ت)، کشتی(4000 ت) یا لنج (2500ت ) برین قشم. اگه دنبال هیجانید با قایق شوتی برید اما ضربه زیاد داره ممکنه کمر درد بگیرید. اگه قصد دیدن مناظر دارید با کشتی برین 45 دقیقه بعد میرسه . لنج برای دریای مواج خوبه اما کمی بی کلاسه وقتی ناچارید بهتر از هیچیه. خطر دریا زدگیش بیشتره پس با خودتون قرص دیمن هیدرانات بردارین تا لنج مردم را کثیف نکنید!!! قیمت بلیط قطار برای 6 تخته نفری 22800ت و برای لوکس 4 نفره 40500تومانه. بچه های زیر 8 سال نیم بها هستند.اما تخت بهشون اختصاص میدن.ملحفه تمیز و متکا و بالشت هم میدن اما باید پسش بدین. چایی هم هست بار و بندیل الکی نبرید... 3- با هواپیما برین. هم میتونین برید بندر عباس و بعد برید اسکله و طبق مرحله قبل از دریا برین قشم . بلیط تا بندر عباس 102000 تومانه . میتونید برین فرودگاه خود قشم که بلیطش 109000 تومانه. کلا برای برگشت از فرودگاه قشم برگردین چون طبعا آدم بار وبنه و خرید داره سخته روی دریا بردنش! تبصره: میشه با اتوبوس هم رفت اما چون اینجوری نرفتم توصیه ای ندارم براتون. رسیدید به قشم به یک تاکسی بگین ببرمون یک هتل خوب. معمولا راننده ها پورسانتشون را از هتلداران میگیرن پس فکر نکنید دارن زحمت میافتن. هتل 3 و 4 ستاره مشابه همند. من هتل 5 ستاره اونجا ندیدم. اما 2 تخته شبی حدودا 40 و سه تخته 55 تومانه. هتل ساحلی هم سه تخته شبی 75 تومانه که توصیه نمی کنم چون دور از شهره. اسم هتلمون الان یادم نیست اما گفت شبی 55 تومان بعد رجب چونه زد و نهایتا شد شبی 40 تومان. 1 تخت دو نفره و 1 تخت تک نفره داشت و تمیز هم بود. صبحانه هم داشت و چای هم آزاد... خیلی حال میداد. هر دفعه که بر میگشتیم از دم آبدار خونه یک فلاکس چای میگرفتیم و میرفتیم بالا. پرسنلش هم خیلی مهمانواز بودند. اگر تعدادتون زیاده بهتره برین هتل آپارتمان. اونجا امکانات برای طبخ غذا هست و به نسبت نفرات ارزانتره. دو خوابه با هر تعداد پتوی اضافی شبی 70 تا 120 تومانه. بسته به فصل و تعداد مسافرین قیمتها تو قشم تا دو برابر نوسان داره. اگه با شب تو چادر خوابیدن حال میکنید هوا جوون میده برای اینکار. جلوی پارک زیتون شهرداری سکوهایی آماده کرده و امکاناتی هم هست. خوراکی و غذا و کرایه تاکسی تقریبا مثل تهرانه. برعکس کیش که شاخ آدم در میاد! کرایه تاکسی تا درگهان 7 تومان تا فرودگاه 15 و گشت داخل شهر هم 2000ت. قلیان هم 5000 تومانه خردیهای ما: 1 برای مانی کفش اسپرت 5000ت، دو سه تا لباس بین 7-11 تومان. تفنگ و اسباب بازی 6-11ت، دو تا شلوار لی 11 و 18 ت 2-برای رجب: کاپشن ضد آب مشکی28000ت، 3 تا شلوار رسمی هر کدام 8000ت، شلوار جین 15000ت، شلوار مخمل کبریتی 15000ت( به زور خرید هی گفتم دیگه مد نیست اما گفت همیشه دوست داشته!) لباس مردانه 5-12 ت. شلوار ورزشی جنس خوب 8000ت، شلوارک کتان 5ت، مایو مارکدار 5ت، لباس زیر یک دو جین(12 عدد) 16000ت، جوراب یک دو جین جنس اعلا 20000ت،ادکلن 28000ت، سری تیغ توربو 9000ت. 3-برای خودم: پالتو مشکی 30ت، بوت مخمل 6ت، بوت مجلسی 22ت، لباس بافتنی و دو تا تیشرت و دو تا لباس خونه هر کدام 3500ت ، لوازم آراش شامل:(ماسک موی مارک اسکالا 3000ت، فیکساتور آرایش 2500، ماسک صورت آلوورا 10عدد 3000ت(اینجا هر یک دونه اش را تو آرایشگاه میذاره 7000ت! ) ریمل مارک گوش 1000 ت (هی اصرار کرد که خوبه من نخریدم الان پشیمونم کارش حرف نداره) ادکلن 12ت. یک ادکلن دیگه 18ت. (ادکلنهایی که اینجا زیاد میبینید حدود 20ت قیمتشونه اونجا 4-5 ت بود) صابون تایلندی 5500ت باورتون نمیشه کار کرم را میکنه انگار کرم پودر زدی واقعا پوست را شفاف میکنه اما کارتنش را انداختم دور الان نمیدونم مارکش چی بود) چند تا رژ و ... ) 4- برای خونه: ماکروفر مارک نیو لایف آمریکا (مونتاژ چین) 30لیتر سفید با کلیدهای لمسی با گارانتی 170ت. به عنوان اشانتیون یک قالب کیک سیلیکونی و دو تا دستگیره و زیر قابلمه ای از همون جنس با یک پیشبند داشت. قاشق استیل نگیر 8/8 مارک دسینی6 دست چنگالش 4 دست چاقو 4 دست چنگال میوه 4 دست قاشق دسر 4 دست 2 تا کفگیر 2 ملاقه 2 تا قاشق آجیل مجموعا 88ت. اینقدر سنگین بود که نگو. رجب تا فرداش غر میزد! ست 4 کاره گوشکوب برقی و همزن و مخلوط کن و آسیاب ژاپنی 35000ت کتری برقی10ت. چای کارد میوه خوری به شکل قو 9000ت. دیگه بقیه اش الان یادم نمیاد. سئوالی دارین بپرسین همینجا جواب میدم. اما اگه بتونید برین خیلی حال میده قیمتها حتما از نصف کمتره. خیلی ها برای خرید سیسمونی یا جهاز اومده بودن. آهان گمرکی هم داره اما این وسایل ما گمرک نداشتن چون کم بودن! ببین بقیه دیگه چقدر میخرن که اینها کم بود. کارت سبز گمرکی برای هر نفر با شناسنامه 25000ت تا 1000 دلار (فک کنم مطمئن نیستم) هر نفر هم دو بار تو سال. فعلا خدافظ
کلمات کلیدی:
|
|
| سفرنامه 1 |
| ساعت ٥:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٦ |
|
سلام به همه من برگشتم یعنی جمعه برگشته بودم اما به خاطر تاسوعا و عاشورا گفتم نیام بنویسم باشه سر فرصت بهتر! سفرنامه ما سه بخش داره: بخش اول لغت نامه سفر و بخش دوم سفر بخش سوم نکاتی برای شما. بخش اول: لغت نامه: از اونجا که ممکنه تو بخش دوم مطالبی بگم که نیاز به تامل و تاویل بیشتر داشته باشه ، اول به لغت نامه توجه فرمایید 1- درهم: یک چیز پیزوری است که بالا رفته و قصد پایین آمدن هم ندارد عمرا! شما هم اعتراضی دارید برای خودتان نگه دارید چون 2-3 هفته دیگر خبرش به تهران و شهرستانها هم میرسد و اونجا هم همه چیز گران میشود تا بفهمید که واحد پول ایران درهم است نه ریال! اینقدر همه جا گفتن درهم بالا رفته و قیمتها گرون شدن که تصمیم داشتم اگه یکبار دیگه کسی بگه با بیل بکشمش... اما بیل هم با درهم رفته بود بالا... 2- گلف: یک چیزی است با تخصص مطلق در حالگیری! یکهو می آید . بدون خبری چیزی و تصمیماتش کلا سرشکمی است. باعث میشود که دهانتان باز شود و چند چیز نخراشیده بگویید. مثلا تصمیم اخیرش این بود که جزیره هنگام از 5شنبه 4ام محرم لغایت هروقت خواستیم تعطیل است و گور بابای مسافر بدبخت که اینهمه راه اومده! خبری هم قبلش نمیدهیم چون ما گلفیم! حالا جرات داری بیا تو آب تا بفهمی! ||(گلف قایق گشت تندرو 2 موتوره نیروی=انت=ظامی است برای امنیت دریا و یکجورایی درحد گشت =ار=شاد است) 3- خلیج همیشه فارس: مال خودمان است و کسی چپ بهش نگاه کند چشمانش را در میاوریم میدهیم سگ بخورد! بد جور عرق وطن پرستی را زنده میکند دیدنش. 4- تاخیر: یک چیزی است که اگه شما دیر برسید وجود نداره اما زود برسید 5 ساعت معطلی رو شاخشه! چون اینجا ایرانه این مطلب را بصورت بدیهی میپذیریم. شرح سفر: دو شنبه شب ساک سفرمون را بستم و برای نهار فردا سالاد مرغ و برای شام کتلت درست کردم. آخه سفر رفتمون با قطار ساعت 1:40 دقیقه بعد از ظهر بود. صبح وسایلمون را توی ماشین گذاشتیم چون دیگه وقت نبود برگردیم خونه. ساعت 12 به سمت راه آهن حرکت کردیم. ساعت 1 رسیدیم و رفتم طبقه بالا ایستگاه تا چاپ بلیطامون را بگیرم. آخه بلیطها اینترنتی بودند و باید چاپ بشن. همونجا تو رستوران ساندویچ مرغمون را خوردیم و دوان دوان به سمت قطار رفتیم... به قول رجب من اگه 3 ساعت قبل از حرکت هم تو ایستگاه باشم بازم باید به واگن آخر آویزون بشم! ایندفعه هم همین شد. آخرین لحظه سوار واگن 8 شدیم و تا رسیدن به واگن 2 که جای خودمون بود یک بمال بمال حسابی!!! داشتیم. (قطار سوار نشدین بدونین راهروها خیلی باریکند فقط اندازه عبور یکنفر) تو قطار هم مرتب خوردیم. چون واقعا کاری نداشتیم که انجام بدیم . 6-7 تا چای، میوه، آجیل، تنقلات و ... . کمی آهنگ گوش کردیم و بلاخره از سر اجبار ساعت 8 خوابیدیم. البته خواب حسابی که نه 200 دفعه بیدار میشدیم و دوباره به زور خودمون را خواب میکردیم تا ساعت 7 که رسما بیدار شدیم. ساعت 9:30 رسیدیم بندر عباس...18 ساعت تو قطار بودیم و توبه کار شدیم دیگه! دمای هوای بندر عباس 27 درجه سانتیگراد بود یعنی 29 درجه اختلاف دما... همین مجبورمون کرد تمام لباسهامون را به زور بچپانیم داخل ساک بدبخت. از ایستگاه راه آهن تا اسکله 15 دقیقه بود که با تاکسی رفتیم. اما دریا موج بود و فقط کشتیهای موتوری اجازه حرکت داشتن و بنابراین صفش خیلی طولانی بود. حدود 45 دقیقه بعد سوار بر کشتی به سمت قشم حرکت کردیم. طول مسیر 50 دقیقه بود که این راه با لنج حدود 1:5 ساعت و با قایق موتوری(بقول خودشون قایق شوتی) حدود 25 دقیقه است. کشتی ما اسمش نوروز بود و واقعا قشنگ بود. به قول مانی سوار کشتی عشق ممنوع شده بودیم البته بچه ام این را با صدای بلند اعلام فرمودند!! دو طبقه با یک طبقه تاسیسات و جمعا 180 نفر مسافر. با کولز گازی و تی وی و ... . روی عرشه هم هرکس میخواست میرفت اما کمک ناخدا گفت که گلف میاد کشتی را یک هفته تو پارکینگ میخوابونه! خانمها نرن بیرون!!! ما هم رفتیم تو کابین ناخدا(بقول رجب کاپیتان...اصولا بلده دل همه را بدستا بیاره) و سرش را بردیم. میگفت مدل کشتی اش 2010 است و 900 میلیون خریده... احتمالا راست میگفت. به قشم رسیدیم ساعت حدود 12 بود. اول با یک تاکسی رفتیم هتل. البته اونجا لازم نیست خیلی به ستاره های هتل فکر کنید همه شون تقریبا عین هم هستند. دو سه تا هتل رفتیم جا نداشت تا اینکه رفتیم یک هتلی نزدیک میدان گلها که به مراکز خرید داخل قشم خیلی نزدیک بود (پیاده 5 مین). لباس عوض کردیم چای خوردیم و رفتیم یکجایی همون نزدیک یک پیتزای عالی و میگو سوخاری بینظیری خوردیم . برعکس کیش قیمتهای مواد غذایی و کرایه تاکسی مثل تهران بود. بهد نهار رفتیم درگهان که یکی از شهرهای جزیره است و با خود شهر قشم حدود 30 کیلومتر فاصله اشه. اونجا خریدهای اصلیمون را انجام دادیم و ساعت 9 برگشتیم قشم. رفتیم پارک ساحلی زیتون و قلیون و چای و شام . بعد هم رفتیم هتل و رسما غش کردیم! خوبی راننده تاکسیها در قشم اینه که همشون یکپا تورلیدر هستند. روز اول موقع رفتن به درگهان با راننده حسابی گپ زدیم و اطلاعات گرفتیم . قرار شد فردا بیاد بریم گشت. ساعت 8 بعد صبحانه راه افتادیم. از خط ساحلی حدود 45 کیلومتر رفتیم تا رسیدیم به محل سوار شدن قایق شوتی برای رفتن به جزیره هنگام و دیدن دلفینها و لاکپشتها. اما گلف اومده بود و فرموده بود چون محرمه کسی حق نداره بره هنگام... انگار اونجا دیسکوهه! هر چه گفتیم بابا شاید امسال امام را نکشتند...کسی توجه نکرد. اما رجب مخ یکی را زد و ما و چند نفر دیگه با قایق رفتیم وسط دریا. خلیج همیشه فارس...خیلی قشنگه. نرین نمیفهمین عرق وطن یعنی چه... مرغهای دریایی شیرجه میزدن و ماهی میگرفتن. حتی در فاصله 60-70 متری ساحل کف دریا پیدا بود و ماهیها را میتونستید ببینید... بعد رفتیم پارک کرکودیلها و از 6-7 عدد کروکدیل بیحس و حال دیدن کردیم. یارو حال نداشت دهنش را ببنده! همونجور باز مونده بود . البته مربیشون گفت برای هواگیریه ! یکبار یکیشون کمیه تکان خورد ، مانی ذوق زده شده بود میگفت مامان اینها واقعی اند!!! دو سه تا شتر مرغ و مرغ و خروس و بز هم داشتند در کل جالب نبود. قیمت بلیطش 2750 بود... بعد رفتیم جزایر ناز. خیلی نزدیک ساحلند. موقع جزر میشه با ماشین برین اونطرف اما موقع مد که آب بالا میاد تا نصفه میره زیر آب. خیلی بکر و قشنگ بود. کلا برعکس دریای شمال تا 40-50 متری عمیق نبود. آب میومد تا کمر. فوق العاده عالی برای شنا. اینقدر خلوت و امن بود که خانوادگی رفتیم شنا و 10 کیلو شن بردیم تو ماشین یارو! خیلی حال داد. تمیز ،آبی، بکر، خلوت... با ساحل شنی نرم و آفتاب دلپذیر... ساعت 3 برگشتیم و رفتیم هتل. البته قرار بود بریم دره ستاره ها که هم گشنه مون بود هم خیس و شنی بودیم...نرفتیم. ایشالا یکبار دیگه. بعد هم رستوران 133 رفتیم و غذای دریایی خوردیم. دوباره رفتیم هتل و خوابیدیم تا 6 عصرکه رفتیم بازار ستاره و خلیج فارس و ... و کمی لباس و خرت و پرت خریدیم و رفتیم پارک ساحلی زیتون و قلیون و ... .شام هم خیلی میل نداشتیم که کالباس و خیارشور و ... خریدیم همونجا خوردیم. جمعه صبح رجب میخواست بره غواصی اما چون کمتر از 24 ساعت با پروتزمون فاصله داشت بهش اجازه ندادن( بخاطر بهم خوردن فشار بدن. زیر آب فشار زیاده تو هواپیما کمه ممکنه خون دماغ بشن و غش و ...) بجاش رفتیم بازار ماهی و کلی چیزها دیدیم. انواع ماهی و میگو حتی بچه کوسه. ماهی مرکب با کلب بادکش... خیلی دلم میخواست بخرم اما ترسیدم فاسد بشه. از قسمت تره بار و میوه اش هم دیدن کردیم و یک چیزی خریدیم به نام پنیر خرما که مغز تنه درخت نخل بود. مزه اش مابین نارگیل تر و کمبوزه بود و بافتش مثل خیار که سفید و کمی چرب بود. کیلویی 8 تومان. ما 200 گرم خریدیم اما چیزی بود که برای یکبار خوبه نه همیشه... بعدش باز رفتیم درگهان و یک چیزهایی خریدیم و 3 برگشتیم هتل. ساعت 4 رفتیم فرودگاه و ساعت 6:40 قرار بود پروازمون باشه که 1:5 ساعت تاخیر داشت. طول پرواز 1:50 دقیقه بود و جاتون خالی اینقدر با رجب خندیدیم که نزدیک بود پرتمون کنند بیرون! در کل خیلی خوب بود. واقعا خوش گذشت اما اگه گلف نیومده بود که دیگه محشر بود. پست بعدی خریدام را میگم و نکاتی برای شما اگه خواستین برین. فعلا خدا حافظتون
کلمات کلیدی:
|
|
| ساعت ٩:٥٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢ |
|
سلام احساس میکنم مصائب مادری برای من زیاد شده! دلیلش هم مدرسه رفتن شازده است. صبح به صبح برنامه داریم. هر روز که از خواب بیدار میشم با خودم میگم من امروز نباید خودمم را ببازم . من نباید از دست این فسقله بچه حرصی بشم. من نباید بذارم روزم خراب بشه...نباید... اما! از اونجاییکه این وورجک ذهن تیزی داره برای سر هم کردن بامبولهای جدید این منم که بازنده ام! مشکل ما سر صبح بیدار شدن و آماده کردن مانیه. نه اینکه دیر بخوابه یا کسر خواب داشته باشه اما دوست نداره صبح بلند بشه میخواد هر وقت خواست هرکاری دوست داشت انجام بده. مثلا برای خودش کارتن ببینه یا کله سحر ژله بخوره یا ماکارونی! دوست نداره نظم بگیره. حالا ببینید چه ترفند هایی داره: یکروز میگه هوا تاریکه من نمیرم. یکروز میگه پام بزرگ شده جوراب توش نمیره. یکروز لباسش تنگه . موهاش سیخه . کتابش گم شده. چون تولد نگرفتم مدرسه نمیره. یکروز میگه دارم خواب میبینم کار دارم. میگه من بدون کت و شلوار و کروات نمیرم مدرسه... یکبار میگفت بزار 12 ساعت بخوابم. خلاصه داستان داریم. هر روز یکجور حرص میده.(به قول خودش خرس میده) حالا فکر میکنید مدرسه اش را دوست نداره. ابدا اینطور نیست نظم را دوست نداره . از خونه که بریم بیرون سرحاله و خوشحال و یکریز تا مدرسه حرف میزنه اما برای آماده شدنش منو جون به سر میکنه... اون هفته سه شنبه من و رجب و مانی چند روز میریم قشم. احتیاج داریم بریم جایی. دیدیم اونجا هوا خوبه. چند تا از دوستامون هم رفتن خیلی تعریف کردن که حراجهای خوبی الان داره . در همین راستا همه جور تجربه ای مورد تقاضا است. البته با تور نمیریم خودمون الهی به امید تو.
کلمات کلیدی:
|
|
| گم کرده |
| ساعت ۱٠:٥۳ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۱ |
|
سلام گم کردن بچه خیلی وحشتناکه این را من با تمام وجودم حس کردم. چند روز پیش بود که مانی گم شد! ساعت 3 بود که من برای حدودا 20 دقیقه خوابم برد. یکدفعه انگار دستی منو بیدار کنه... از خواب پریدم. هر چه دنبال مانی گشتم نبود. این اتاق اون اتاق... حمام ، دستشویی... نبود که نبود. دم در را نگاه کردم دیدم کفشش نیست. ترسیدم. گفتم شاید رفته تو کوچه. اما بچه ای نبود که از این کارها بکنه. رفتم ار پنجره نگاه کردم تو کوچه هم نبود. نگران شدم. لباس پوشیدم رفتم تو کوچه. اما هیچ کس نبود. تو فروشگاه سر کوچه. فضای سبز کناری... وحشتناک بود. مانی آب شده بود رفته بود تو زمین! دیگه اساسا داشتم دیوانه میشدم. 3-4 تا کوچه های کنار را هم گشتم. دیگه مونده بودم چه خاکی تو سرم بکنم... نگهبان ساختمان مقابل اومد بیرون و وقتی حال منو دید گفت نیم ساعتی هست که حواسش به بیرونه اما مانی یا هیچ بچه ای را تو کوچه ندیده. گفت شاید رفته خونه همسایه ها... خونه ما 4 واحده که 3 خانواده هستیم. صاحبخونه 2 واحد داره. دیدم بد حرفی نزده. رفتم دم در 2 تا همسایه ها اما کفشش پشت در نبود... رسما داشتم گریه میکردم. باورتون نمیشه اما دستم میلرزید برای باز کردن در آپارتمان. میخواستم برم کیف و موبایلم را بردارم برم یکجایی پی این بچه که ... خونه ما دو نبشه. از یک طرف به خیابان اصلی و از یک طرف به کوچه. اون طرف که به خیابونه برای جلوگیری از صدای ماشینها درب و شیشه ضد صدا دارن که هیچ صدایی را عبور نمیدن و البته این خاصیت دو طرفه است... مانی رفته بود تو بالکن و در را هم بسته بود. حالا هرچه من حلقم را درانده بودم صدا بهش نرسیده بود. فقط در یک لحظه سایه اش را پشت شیشه دیدم. انگار دنیا را بهم داده بودند... در را باز کردم و با شوق و گریه گفتم : مااااانی... گفت سلام مامان چطوری؟ چشمت چی شده؟؟؟ با اینکه به خیر گذشت اما چند روزه این پلک من میپره! قرار بود بخاطر آمارین جونم عکسهای خونه را براتون بذارم. چند تایی هست. لطفا تو ادامه مطلب مشاهده کنید اگه دوست دارین. فعلا خداحافظ خودتون و بچه هاتون پیوست: ببخشید عکسها را دارم دوباره آپلود میکنم ... سوتی شد
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : ربیعه 30 ساله و متاهل. دل نوشته هایم و روزانه هایم را آورده ام تا تقسیم کنم لحظه ها را و آموخته ها را. همراهم باشید
پروفایل مدیر : |
| آرشیو وبلاگ |
پیتزا و فست فود تقریبا دو پرسش 15-20 تومان غذای دریایی پرسی 9-12 ت و غذای سنتی هم پرسی 8-10تومانه. البته مکانهای عادی نه سوپر لوکس. البته ما فقط جاهای معمولی رفتیم سوپر لوکس ندیدیم.


